گنجور

 
میلی

حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست

در نامهٔ تو آنچه نگنجید، نام ماست

با آنکه بست آن گل خود رو لب از جواب

شرمندهٔ رقیب ز ننگ سلام ماست

ای دل ز شکوه بهر خدا رنجه‌اش مساز

آن آهوی رمیده زمانی که رام ماست

ما را ز بس که یار فراموش کرده است

قاصد در انفعال ز عرض پیام ماست

میلی ز بس که ما و تو بدنام گشته‌ایم

هر بد که می‌کنند رقیبان، به نام ماست

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
جنید شیرازی

تا بوی روح پرور او در مشام ماست

انفاس نافه ختنی در کلام ماست

هر مستیی که در دو جهان می‌شود پدید

چون نیک بنگری ز هوای مدام ماست

ما را چه احتیاج به خم‌خانه یا به جام

[...]

قاسم انوار

از لطف دوست سکه دولت بنام ماست

اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست

بحری که موج او ز سمک تا سما رسید

آن بحر جرعه ای ز می لعل فام ماست

این سبز خنگ چرخ بمیدان کن فکان

[...]

امیر شاهی

تا خاک آستانه جانان مقام ماست

در بزم عیش جرعه راحت به جام ماست

گفتی: فلان به کوی من از خاک کمتر است

این هم چو بنگری سبب احترام ماست

زاهد حرام گفت می لعل را، بلی

[...]

صوفی محمد هروی

از لطف دوست سکه دولت به نام ماست

اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
اسیری لاهیجی

تا نقد دارضرب معارف کلام ماست

در ملک فقر سکه شاهی بنام ماست

چون والی ولایت کشف و ولایتیم

سلطان ملک کون کمینه غلام ماست

بیرون ز ملک اسم وصفت رتبه منست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه