گنجور

 
میلی

ز نومیدی وعده افسرده بودم

گر امشب نمی‌آمدی مرده بودم

به مردم اگر شکوه‌ای کردم از تو

میاور به رویم که آزرده بودم

چو تنها رسیدی، خجل گشتم از تو

که همراه غیرت گمان برده بودم

ازان سرگران از رقیبان گذشتم

که در بزم او ساغری خورده بودم

من آن گلبن حسرتم همچو میلی

که در گلشن وصل،پژمرده بودم

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
واقف لاهوری

شب از دوریت سخت افسرده بودم

چه افسرده جان کسی مرده بودم

شدم در قمار محبت حریفش

دغا باخت او ورنه من برده بودم

دهان مرا دوختی خوب کردی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه