گنجور

 
مسعود سعد سلمان

ای مظفر تو در خور صدری

صدر دیوان به تو مزین باد

نیکبختی و نیک روزی را

بسته با دامن تو دامن باد

پدر تو که خواجه بوسعدست

به تو فرزند چشم روشن باد

بر مخدوم خویشتن همه سال

محترم جانب و ممکن باد

وآنکسی را که جز چنین خواهد

پاش چون پای من در آهن باد

 
 
نسکبان اندروید
واقف لاهوری

مرگ در هجر دوست از من باد

زندگانی نصیب دشمن باد

ماه بی‌مهر من ز دوری تو

تیره شد حال بر تو روشن باد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه