ایمنی را و تندرستی را
آدمی شکر کرد نتواند
در جهان این دو نعمتی ست بزرگ
داند آن کس که نیک و بد داند
تا فراوان نایستی تو ذلیل
روزگارت عزیز ننشاند
آنچه بدهد فلک تو را بستان
باز ده پیش از آنکه بستاند
تو چه دانی که چند بد هر روز
بخت نیک از تو می بگرداند
راستی کن همه که در دو جهان
به جز از راستیت نرهاند
سخت بیدار باش در همه کار
بیش از آن کت قضا بخسباند
نیک رو بد مرو که نیک و بدست
که ز ما یادگار می ماند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مهمترین نعمتهای زندگی یعنی ایمنی و تندرستی اشاره میکند و بر لزوم شکرگزاری برای این دو تأکید میکند. او میگوید که انسان باید مراقب زندگیاش باشد و از فرصتها بهرهبرداری کند، پیش از آنکه این فرصتها از وی گرفته شوند. شاعر همچنین به اهمیت راستگویی و عمل به آن در دو جهان اشاره میکند و میگوید که تنها حقیقت میتواند انسان را نجات دهد. در نهایت، او هشدار میدهد که انسان نباید در زندگیاش دچار خواب و غفلت شود و باید همیشه هوشیار باشد.
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند شکرانهی ایمنی و سلامتی خود را به جای آورد.
هوش مصنوعی: در زندگی، دو نعمت بزرگ وجود دارد که کسی ارزش آنها را میداند که بتواند خوب و بد را تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بیوقفه تلاش نکنی و به دنبال هدفهایت نرروی، روزگار تو را به ذلت میکشاند و ارجمندی و ارزش تو را از بین میبرد.
هوش مصنوعی: هرچه که سرنوشت به تو میدهد، قبل از اینکه آن را بگیرد، به عقب برگردان و پس بگیر.
هوش مصنوعی: تو چه میدانی که هر روز چقدر بد شانسی، خوشبختی را از تو دور میکند؟
هوش مصنوعی: همه چیز را در زندگی به طور صادقانه و راست نگهدار، زیرا تنها حقیقت و صداقت میتوانند در این دو جهان تو را از مشکلات نجات دهند.
هوش مصنوعی: به طور جدی در تمام امور بیدار و هوشیار باش و بیشتر از آنچه تقدیر به تو اجازه میدهد، خواب نکن.
هوش مصنوعی: با افراد خوب و نیکو رفتار کن، زیرا خوبی و بدی از ما به جا میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تاری از موی من سپید نبود
چون به زندان فلک مرا بنشاند
ماندم اندر بلا و غم چندان
که یکی موی من سیاه نماند
از جواب و سوال ما دانی
شاید ار زیر کی فرو ماند
گرد گفت محال را چه عجب
کاینهٔ عقل را بپوشاند
زان که خورشید را ز بینش چشم
[...]
رخ خوبت خدای میداند
که اگر در جهان به کس ماند
ماه را بر بساط خوبی تو
عقل بر هیچ گوشه ننشاند
شعلهٔ آفتاب را بکشد
[...]
دوستی در سمر کتابی داشت
پیش من صفحه ازان میخواند
که فلان شخص در فلان تاریخ
بیکی بیت بدره ها بفشاند
وان دگر پادشه بیک نکته
[...]
ناسی عقد و ناقض عقداند
ناقص عقل و ناقص دین اند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.