خوشا قدح نبیذ بوشنجه
هنگام صبوح، ساقیا، رنجه
نه نرد و نه تخته نرد پیش ما
نه محضر و نه قباله و بنجه
نظاره به پیش در کشیده صف
چون کافر روم بر در گنجه
خنیاگر ایستاد و بربطزن
از بس شکفه شده در اشکنجه
وان رطل گران یک منی ما را
چون ماه سه و دو پنج در پنجه
برداشته ما حجاب شرم از رخ
گه شادی و گه نشاط و گه غنجه
اندر شده چشم ما به خواب خوش
چشم حدثان به وادی طنجه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به وصف لحظات خوش نوشیدن نبیذ پرداخته و به شادی و سرخوشی هنگام صبح میپردازد. او از دوری از بازیهای قمار و تشریفاتِ رسمی صحبت میکند و به جمع دوستانه و لذت بردن از موسیقی و نوشیدنی اشاره میکند. همچنین، شاعر از حجاب شرم رهایی یافته و به شادی و نشاط میپردازد و در این شادی، چشمانش در خواب خوشی میغلتد. این شعر تصویری از خوشیهای ساده و دلنشین زندگی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که در صبح به نوشیدنی خوشمزهای دسترسی دارد، ای ساقی، زحمت نکشید.
هوش مصنوعی: ما نه بازی نرد داریم، نه تخته نرد، نه مدرکی برای ازدواج و نه شاهدی برای آن.
هوش مصنوعی: به جلو نگاه کن، صفی مانند کافران تشکیل دادهام و به در گنجینه میروم.
هوش مصنوعی: خواننده موسیقی توقف کرده و نوازندهی ساز به قدری شگفتزده شده که در اثر زیبایی و لطافت موسیقی، به حالت حیرت و شگفتی افتاده است.
هوش مصنوعی: ما چون ماهی هستیم که در دست داریم، که هر رطل سنگینی از ما یک من به حساب میآید و این سنگینی برای ما معادل سه و دو پنجه است.
هوش مصنوعی: ما حجاب شرم را از چهره خود برداشتهایم، گاهی شاد و خوشحال هستیم و گاهی با نشاط و سرزندگی در حال غنچهزنی هستیم.
هوش مصنوعی: چشم ما به خواب خوش رفته و در آن خواب، خیالهای شیرین و زیبا به سر میزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.