ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان
طلعت خورشید داری، قامت فردوسیان
نافرید ایزد زخوبان جهان چون تو کسی
دلربا و دلفریب و دلنواز و دلستان
گرت خوانم ماه، ماهی، ورت خوانم سرو،سرو
گرت خوانم حور، حوری، ورت خوانم جان، چو جان
مشک جعد و مشک خط و مشک ناف و مشکبوی
خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان
روت از گل درج دارد، درجت از عنبر طراز
مشکت از مه نافه دارد، ماهت از مشک آسمان
هم بت زنجیر جعدی، هم بت زنجیر زلف
هم بت لاله جبینی، هم بت لاله رخان
ای روان و جان من دایم ز تو با خرمی
ای سرا و باغ من دایم ز تو چون بوستان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، به وصف زیباییهای معشوقی پرداخته است که به صورت نمادین به بت زنجیر جعد و آفتاب نیکوان تشبیه میشود. او ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق را با دقت و ذوق وصف میکند و از دلربایی، لطافت و دلنشینیاش سخن میگوید. از او به عنوان کسی که شایستهٔ ستایش و عشق است یاد میکند و رابطهٔ عمیق و عاشقانهاش را با معشوق بیان میکند که زندگی و خوشیاش به وجود و حضور او وابسته است. شاعر در نهایت به محبت و زیباییهای معشوق اشاره میکند و او را به عنوان جان و روان خود معرفی میکند.
هوش مصنوعی: ای زیبای زنجیرمانند، ای آفتاب نیکو سیما، تو مانند خورشید هستی و قامت تو شبیه قهرمانان فردوسی است.
هوش مصنوعی: ای خدای خوبان، در جهان کسی همانند تو نیست که دلها را به خود جلب کند و فریبنده و نازنین باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو را ماه نامم، به مانند ماهی هستی؛ اگر تو را سرو نامم، همانند سرو هستی؛ و اگر تو را حوری نامم، چون جانم میباشی.
هوش مصنوعی: عطر و بوی خوشی که از موهای مجعد و خط زیبای بدن و ناحیه خاصی به مشام میرسد، با صدای دلنواز و شعری زیبا در کنار یکدیگر، احساس خوشایندی را به وجود میآورند.
هوش مصنوعی: چهرهات مثل گل زیبایی دارد، عطر تو به خوبی عطر کهربا است. زیبایی موهایت همانند نازکی و لطافت نور ماه است و چهرهات به اندازهای زیباست که در آسمان هم ماه به تو غبطه میخورد.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی توصیف میکند که شخصی با ویژگیهای مختلف و دلربا در میان محبوبانش قرار دارد. او به تنهایی نمایانگر زیباییهایی چون موهای مجعد، زلفها و چهرهای دلنشین است که هر کدام به نوعی جذابیت خاصی دارند. این تصویرسازی، تأکیدی بر زیبایی و جاذبهی محبوب است.
هوش مصنوعی: ای جان و روح من، همیشه از تو خوشحال و شادابم، مانند باغ و سرای من که همیشه به خاطر تو مانند بوستانی سرسبز و زیباست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان
لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان
چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان
بیروان تن پیکری پاکیزه چون بیتنْ روان
گر بجنبانیش آب است، ار بلرزانی درخش
ور بیندازیش تیر است، ار بدو یازی کمان
از خرد آگاه نه در مغز باشد چون خرد
[...]
بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان
تا که میجستم ندیدم تا بدیدم گم شدم
گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان
در خیال من نیامد در یقینم هم نبود
[...]
سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان
بوستان هرگز ندیدیم رسته بر سرو روان
بوستانی ساختی تو برسر سرو سهی
پر گل و پر لاله و پر نرگس و پر ارغوان
ای بهار خوبرویان چند حیلت کرده ای
[...]
خسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند
پر ز خوان خواهی کنونش کرد و خواهی پر سخوان
تیر تو مفتاح شد در کار فتح قلعه ها
تیر تو مومول شد در دیده های دیده بان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.