گنجور

 
مجذوب تبریزی

دردمندان تو از درد دوا یافته‌اند

زهرنوشان تو از زهر شفا یافته‌اند

عاشقان چشم نیاز از همه جا دوخته‌اند

تا که گم‌کرده خود را همه جا یافته‌اند

سال‌ها گشته مقابل مه و خورشید به هم

تا دو آیینه ز یک نور صفا یافته‌اند

طاق ابروی تو بر اهل نظر حق دارد

قبله راست از این قبله‌نما یافته‌اند

دل درویش به دست آر و نشان گیر و برو

خرم آن قوم که راهی به خدا یافته‌اند

وقت مرغان گلستان قناعت خوش باد

که ز بی‌برگی خود برگ و نوا یافته‌اند

تا پریشان نشوی خاطر جمعت ندهند

بی‌دلان این نظر از زلف دوتا یافته‌اند

با بتان مطلب دل را به زبان عرض مکن

تا گذشتست به خاطر به ادا یافته‌اند

منکر گوشه‌نشینان خرابات مباش

تو چه دانی که در این گوشه چه ها یافته‌اند

مگذر از آب و هوای در میخانه عشق

خرم آنان که در نشو و نما یافته‌اند

خاکسار در میخانه دل شو مجذوب

دردمندان همه زین خاک شفا یافته‌اند

 
 
نسکبان اندروید
اسیری لاهیجی

حاجیان حرم وصل لقا یافته اند

ز طواف سرکوی تو صفا یافته اند

ناامید از در لطف تو نرفتست کسی

هرکسی در خور درد از تو دوا یافته اند

عشق بازان که براه طلبت گم گشتند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه