گنجور

 
مجذوب تبریزی

ما حشمت و سپاه نداریم یا حفیظ

جز درگهت پناه نداریم یا حفیظ

توفیق در ره تو رفیق است و پاسبان

باکی ز دزد راه نداریم یا حفیظ

شوق تو داده شمع هدایت بدست ما

باک از کمین چاه نداریم یا حفیظ

چون شمع در وفا دل ما با زبان یکیست

غیر از وفا گواه نداریم یا حفیظ

یک جو غم تو را به دو عالم نمیدهیم

داریم حبّ و جاه نداریم یا حفیظ

با روسفیدی غم عشق تو هیچ غم

از خصم روسیاه نداریم یا حفیظ

تنها چو اعتماد به لطف تو کرده‌ایم

اندیشه از سپاه نداریم یا حفیظ

هر چند کرده حفظ تو مجذوب را دلیر

جز درگهت پناه نداریم یا حفیظ

 
 
نسکبان اندروید
مجذوب تبریزی

کاری به جز گناه نداریم یا حفیظ

عذری به غیر آه نداریم یا حفیظ

هر چند روسیاه و گنه‌کار و مجرمیم

جز رحمتت پناه نداریم یا حفیظ

با لطف رحمتت که سپهر شفاعتی‌ست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه