گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
اهلی شیرازی

مست می وصل او اگر شیر بود

کار دلش از وی زبر و زیر بود

کس سیر نشد ز وصل آن آبحیات

از آب حیات چون کسی سیر بود

طالب آملی

مجنونم و دانشم بتسخیر بود

کار فلکم جمله بتدبیر بود

زنجیر جنون بپای دارم اما

چشم خردم حلقهٔ زنجیر بود

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از طالب آملی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه