گنجور

 
 
مهستی گنجوی

گر من به مَثَل هزار جان داشتمی

در پیش تو جمله بر میان داشتمی

گفتی دل هجر هیچ داری گفتم

گر داشتمی دل، دل آن داشتمی

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مهستی گنجوی
طبیب اصفهانی

رفت آن که به صبر خود گمان داشتمی

اندوه تو را میان جان داشتمی

دردا که کنون ز پرده بیرون افتاد

آن راز که سالها نهان داشتمی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه