ای به یادت عاشقان را هر نفس
خلوت اندر خلوت اندر خلوت است
ای حدیثت کشتگان را هر زمان
شربت اندر شربت اندر شربت است
ای وصالت عاشقان را دم به دم
عشرت اندر عشرت اندر عشرت است
ای جمال ذو الجلالت لایزال
وحدت اندر وحدت اندر وحدت است
خون بهای یک نظر از روی تو
جنت اندر جنت اندر جنت است
یک نفس بی یاد رویت زندگی
حسرت اندر حسرت اندر حسرت است
یک زمان بر خاک کویت بندگی
قربت اندر قربت اندر قربت است
دردمندم «یا أنیس العاشقین»
تا به کی؟ جان مبتلای فرقت است!
مستمندم «یا جلسی العارفین»
تا به کی؟ دل در بلای هجرت است!
مستحق و مفلس و درمانده ام
«یا کریم أکرم» که وقت همت است
رو سیاه و عاصی و شرمنده ام
«یا رحیم ارحم» که روز رحمت است
گر «وفایی» را گنه بسیار شد
رحمت عامت محیط کثرت است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و یاد معشوق میپردازد و بیان میکند که هر نفس عاشقان به یاد او سپری میشود. او به زیبایی و جمال معشوق اشاره میکند و آن را منبع شادی و وحدت میداند. همچنین، شاعر از درد فراق و انتظار وصف میکند و از معشوق میخواهد که به یاری او بیاید تا از این حالت رنج رهایی یابد. در نهایت، او به خطاهای خود اعتراف کرده و از رحمت معشوق برای بخشش طلب میکند.
هوش مصنوعی: تو که یاد تو باعث میشود عاشقان همیشه در حال تنهایی و خلوت باشند.
هوش مصنوعی: داستان تو برای هر کشتهای در هر زمانی، همچون نوشیدنیای است که پیوسته بر نوشیدنیهای دیگر افزوده میشود.
هوش مصنوعی: وصال تو باعث شادی و خوشی دائمی عاشقان است. هر لحظه از بودن تو برای آنان یک جشن است.
هوش مصنوعی: ای زیبایی که جلالت همیشه بر جاست، وحدت در وحدت و همواره در وحدت در حال است.
هوش مصنوعی: بهای یک نگاه به چهرهات، به اندازهای و به قدری ارزشمند است که میتواند جنت را در جنتهای دیگر معنا کند.
هوش مصنوعی: زندگی بدون یاد تو پر از حسرت و ندامت است.
هوش مصنوعی: یک زمانی بر روی خاک تو، بندگی و نزدیکی به تو به شدت احساس میشود که نزدیکی به تو، نزدیکی به خودت است.
هوش مصنوعی: من دردمند هستم و ای مونس عاشقان، تا کی باید این گونه بگذرانم؟ جانم از جدایی رنج میبرد!
هوش مصنوعی: من به شدت نیازمند حضور و جمع اهل معرفت هستم. تا کی باید در انتظار باشم؟ دل من در درد و رنج هجرت و دوری است!
هوش مصنوعی: من به خاطر نیاز و فقر خود، به درگاه تو ای بزرگوار، درخواست کمک دارم، زیرا اکنون زمان تلاش و همت من است.
هوش مصنوعی: من در این روز رحمت، بسیار شرمنده و ناامید هستم و به خداوندی رحیم و مهربان پناه میبرم که مرا مورد رحمت قرار دهد.
هوش مصنوعی: اگر وفایی گناههای زیادی کرده باشد، رحمت تو به قدری وسیع و گسترده است که هیچ چیز نمیتواند آن را محدود کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عدل کن چون پنج روزت مهلت است
گر کنی عدل آن کمال حکت است
گرچه سر بر پا نهادن خدمت است
پیش آن خدمت خطا و زلت است
کوی تو ای حور، ما را جنت است
دیدن روی تو ما را منت است
عاقبت روزی به کوی تو رسیم
مرغ را پر، آدمی را همت است
باده می نوشی تو، من خون میخورم
[...]
طالبا اکسیر اعظم صحبت است
در حقیقت کیمیا این دولت است
نزع و ایتایش به وفق حکمت است
هر که را گه عزت و گه ذلت است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.