مهر سر گشته کافتاب کجاست
آب هر سودان که آب کجاست
خواب دوشم ز دیده ام پرسید
کاین جهان را مگو که خواب کجاست
مست پرسان که مست را دیدی
یارب آن بیخود و خراب کجاست
باده در میکده همی کرده
کرد مجلسی که کو شراب کجاست
یار خود بی نقاب می گردد
که همان یار بی نقاب کجاست
همه سرگشته مضطرب احوال
رسته گاو ز اضطراب کجاست
همه در پرده خویش را جویان
عارف رسته از حجاب کجاست
چند پرسی که خود کلید خودی
چیست مفتاح و فتح باب کجاست
مغربی چون تو مهر مشرقی ای
چند پرسی که آفتاب کجاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی حقیقت و معانی عمیق زندگی میپردازد و با استفاده از تصاویری از طبیعت و حالات انسانی، اضطراب و سرگشتگیاش را نشان میدهد. او از خوابها و پرسشها درباره وجود و حقیقت سخن میگوید و به دنبال یار و دوست خود میگردد. در این میان، او از بیخبری و عرق جبین عارفان و مستها هم یاد میکند و به این نکته میرسد که هر کس باید خود پاسخ پرسشهایش را بیابد. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که جستجوی حقیقت حتی در خود انسان نیز ادامه دارد و خودیابی یک سفر درونساختی است.
هوش مصنوعی: عشق و محبت در کجا است؟ همه چیز به گرد عشق میچرخد و در کجا میتوان به حقیقت و معنای واقعی دست یافت؟
هوش مصنوعی: دیروز شب، خوابم از من پرسید که این جهان را چگونه توصیف کنم، آیا میتوان گفت که خواب کجاست؟
هوش مصنوعی: مست، از دیگران میپرسد که آیا کسی آن کسی را که بیخبر و درهم و بر هم است، دیده است. او به دنبال آن شخص میگردد.
هوش مصنوعی: در میکده، بادهنوشی مشغول برگزاری مجلسی است که در آن باید به دنبال شراب بگردیم.
هوش مصنوعی: دوست واقعی بدون هرگونه تظاهر و نقابی ظاهر میشود، اما این دوست حقیقی کجا است؟
هوش مصنوعی: همه در نگرانی و اضطراب به سر میبرند، اما اینجا نشانی از آرامش و رهایی از این اضطراب وجود ندارد.
هوش مصنوعی: همه در تلاشند تا خود را پیدا کنند، اما عارفانی که از پردهها و نقابها رهایی یافتهاند، کجا هستند؟
هوش مصنوعی: چند بار از تو میپرسم که خودیّت چیست و کلید درک آن کجاست؟
هوش مصنوعی: درخشش تو مانند نور خورشید در افق شرقی است. چگونه ممکن است درباره مکان خورشید بپرسی، وقتی که خودت چنین نورانی هستی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقیا ساغر شراب کجاست
وقت صبحست آفتاب کجاست
خستگی غالبست مرهم کو
تشنگی بیحدست آب کجاست
دُرد نوشان درد را بصبوح
[...]
ساقیا جرعه شراب کجاست
مطربا نغمه رباب کجاست
نغمه کآردم ز مستی باز
جرعه کان کند خراب کجاست
شیشه جام خالی از می چند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.