تا تو اندر مراتب عددی
گه دهی و گه هزار و گاه صدی
لب را قشر و قشر را لبی
جسمرا روح و روح را جسدی
نیستی هیچ خالی از کثرت
تا درین معرض و درین صددی
گاه ابری و گاه بارانی
گاه بحری و گه برآن زبدی
بلبل نوبهار بستانی
گلرخ و ماه روی و سرو قدی
خوبی روی هر پریرویی
زیب و هر زلف و خط و خال و خدی
بحقیقت ترا جهان ولد است
گرچه او را ت این زمان ولدی
گرچه در اسم و نعت بسیاری
لیک در ذات واحد احدی
پیش از این بود مغربی ازلی
مدتی شد که گشته ابدی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ وجود و تنوع در هستی و رابطهٔ میان مظاهر و جوهر است. شاعر بیان میکند که همه چیز در این دنیا، از اعداد و اشیاء گرفته تا روح و جسم، در حال تغییر و کثرت هستند. او به تضادها اشاره دارد: گاه حالتی مانند باران و گهگاهی مانند دریا دارد. به زیبایی و ویژگیهای ظاهری اشیاء و موجودات نیز پرداخته و آنها را به نحوی شگفتانگیز توصیف میکند. در نهایت، شاعر به یگانگی ذاتی در پس این کثرت اشاره میکند و بیان میدارد که هر چند در اسم و وصف به ظاهری کثرت دارند، اما در حقیقت واحد و یگانه هستند.
هوش مصنوعی: در زندگی ممکن است حقایق و ارزشها در زمانهای مختلف متفاوت باشند؛ گاهی در سطحی پایین و گاهی در سطحی بسیار بالا یا در حد متوسط.
هوش مصنوعی: لب یا لبها پوششی هستند و قشر به عنوان پوشش اصلی شناخته میشود، همانند وجود انسان که جسم و روح را در بر میگیرد. به عبارت دیگر، لبها همانند پوشش بدن هستند و بدن بیروح به تنهایی خالی از مفهوم است. روح به مانند روحی است که به جسم زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: هیچ چیزی نیست که از فراوانی و تنوع خالی باشد؛ بنابراین، در این موقعیت و در این موضوع، هیچکس نمیتواند تنها باشد.
هوش مصنوعی: گاهی ابری هستی و گاهی بارانی، گاهی در عمق دریا و گاهی بر سطح آن موجها.
هوش مصنوعی: پرندهای در بهار بستان، به زیبایی گل و چهره ماهتاب و قامت راست سروی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خوبی و زیبایی در چهره هر فردی قابل مشاهده است، چه در زیبایی موها، چه در خط و خال صورت و چه در خصوصیات ظاهری.
هوش مصنوعی: در واقع، جهان همان فرزند توست، هرچند تو در این زمان آن را فرزند خود نمیدانی.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در نام و صفات مختلفی داریم، اما در اصل و ذات، تنها یکی هستیم.
هوش مصنوعی: قبل از این، یک مغرب جاودانه وجود داشت، اما حالا مدتی است که این مغرب به ابدیت تبدیل شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در دل افروز مجلس عضدی
از همه نوع نعمت ابدی
عمر ضایع مکن به بیخردی
دور شو دور، از صفات بدی
سخت آشفته جمال خودی
ورچه نوعیست این زبیخردی
قصد جانم چرا کنی چندین
نه بدین شرط دل همی ستدی
با من این شکل میکنی یا خود
[...]
بود پرویز را چه باربدی
که نوا صد نه صدهزار زدی
لب و دندان یار من نگرید
خوشی روزگار من نگرید
تیر دیدی که در کمان باشد
قامتش در کنار من نگرید
اختیار منست خوبی او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.