مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش
که نیست هیچ حجابی چو من مرا در پیش
مرا ز من ز سوی کائنات با خود کش
کزان طرف همه نوش است و این طرف همه نیش
از آنکه با تو شده دوست دشمن خویشم
که هر که با تو بود دوست و هست دشمن خویش
طریق فقر و فنا را بمن نما که بود
طریق فقر و فنا بهترین ره آید رویش
چگونه یکقدم از خویشتن نهم بیرون
که هست هستی من سد راهم از پس و پیش
من از تو دور نبودم بهیچ وجه ولی
فکند دور مرا از تو عقل دور اندیش
تو با منی ز منت انفصاب ممکن نیست
کسی چگونه منفصل شود ز سایه خویش
چو سایه مانع شخص است از جمیع وجود
مپرس از او که ترا نیست دین و مذهب و کیش
چو سایه مانع شخص است از جمیع وجود
مرا بهیچ حسابی مگیر از پس و پیش
دوای درد تو ایمغربی بیردن ز تو نیست
که هم تو درد و دوایی و هم تو مرهم ریش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی رهایی از خود و تصورات محدودکنندهاش میپردازد. او خواستار آن است که از وابستگی به هویت و عقل خود آزاد شود تا به وصال معشوق رسد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که هر که به معشوق نزدیکتر میشود، در واقع از خود و خواستههایش دور میشود. او تأکید میکند که جدایی از معشوق تنها در ذهن ما وجود دارد و در حقیقت، اتصال معنوی و عمیق بین آنها برقرار است. در نهایت، شاعر میخواهد که راهی را بیاموزد که او را به فنا و فقر درونی برساند، زیرا این مسیر را بهترین راه برای رسیدن به حقیقت میداند.
هوش مصنوعی: عزیزم، به خاطر جذبه و کشش خودت من را از خودم دور کن، زیرا هیچ مانعی وجود ندارد که به من اجازه ندهد تو را در کنار خودم ببینم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من از خودم جدا شوم و به سمت کائنات بروم، چرا که در یک سو همه چیز شیرین و لذتبخش است و در سوی دیگر، تلخی و درد وجود دارد. این احساس نیاز به رهایی از خود و رسیدن به زیبایی و خوشیهای جهان را بیان میکند.
هوش مصنوعی: من از کسانی هستم که به خاطر دوستی با تو، با دشمنی روبهرو شدم. چرا که هر کسی که با تو نزدیک است، در حقیقت دشمن خود را خواهد داشت.
هوش مصنوعی: به من نشان بده که چگونه میتوان در مسیر فقر و فنا حرکت کرد، زیرا این مسیر بهترین راه برای رسیدن به اوست.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم یک قدم از خودم دور شوم وقتی هستی من مانع حرکت من از جلو و عقب است؟
هوش مصنوعی: من هرگز از تو دور نبودم، اما فکر عاقلانه و دوراندیش باعث شد که مرا از تو دور ببیند.
هوش مصنوعی: تو همیشه در کنار منی و از لطف تو جدا شدن ممکن نیست. کسی نمیتواند از سایهی خود جدا شود.
هوش مصنوعی: سایه مانع از ظهور و وجود کسی است، از او نپرس که تو هیچ دینی، مذهبی یا آیینی نداری.
هوش مصنوعی: وقتی که سایهای در زندگی من وجود دارد، مانع از آن میشود که تمام وجودم را به درستی درک کنم. پس لطفاً من را هیچگونه در پیش یا پس حساب نکن.
هوش مصنوعی: درد تو برای بهبود خودت به دکتری نیاز ندارد، زیرا خود تو هم درد هستی و هم درمان آن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور
به خدمت آمد، نیکو سگال و نیک اندیش
پسند باشد مر خواجه را پس از ده سال
که: باز گردد پیر و پیاده و درویش؟
رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور
بخدمت آمد نیکو سگال و نیک اندیش
پسند باشد مر خواجه را پس از ده سال
که باز گردد پیر و پیاده و درویش
چو بینی آن خر بدبخت را ملامت نیست
که بر سکیزد چون من فرو سپوزم بیش
چنان بدانم من جای غلغلیجگهش
کجا بمالش اول فتد بخنده خریش
نزار و تافته گشتم بسان ساروی تو
مکن بترس ز ایزد ز عاقبت بندیش
چو مته تو شدم در غم تو سرگردان
بسان چوب تو از اسکنه شدم دلریش
همیشه هجران جویی بسان اره خود
[...]
شهاب دین موید که بر سپهر هنر
بنور خاطری از آفتاب و از مه بیش
بآفتاب و به مه آن کند طبیعت تو
که آفتاب بخوامیش و ماهتاب بخویش
عطارد از تو برد بر فلک بغیرت و رشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.