ای ماه و مهر پیش رخت مانده از ضیا
سروِ سهی به پیش قد تو شده دو تا
پیغمبران به زیر لوای تو ساکنند
خوانده است کردگار تو را نام، مصطفی
الهام از جلیل رسد بر تو و پیام
از جبرئیل، ای سر سرخیل انبیا!
منظور از خلقت تو بود کایزد آفرید
جن و ملک و آدم عالم و ما سوا
دریوزه گرد درگه تو هست جبرئیل
نازل به شأن تو شد از ایزد انّما
خلق دو عالم از تو شفاعت کنند طلب
مجموع راست پایه جود تو متکّا
ما روی مسکنت به در تو نهادهایم
آیا بود که گوشهٔ چشمی کنی به ما؟
گر تو نظر کنی به گدا، پادشه شود
ور از نظر بیفکنی، سلطان شود گدا
دارم امید بندگی از حضرت تو آنک
در روز رستخیز شفاعت کنی مرا
یوسف به مدح همچو تو شاهی دهان گشود
لیکن در آفتاب چه دهد پرتو سها؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا داد باغ را سمن و گل بنونوا
بلبل همی سراید بر گل بنونوا
رود و سرود ساخته بر سرو فاخته
چون عاشقی که باشد معشوق او نوا
مشک و عبیر بارد بر گلستان شمال
[...]
چون نای بینوایم ازین نای بینوا
شادی ندید هیچ کس از نای بینوا
با کوه گویم آنچه ازو پر شود دلم
زیرا جواب گفته من نیست جز صدا
شد دیده تیره و نخورم غم ز بهر آنک
[...]
آمدگه وداع چو تاریک شد هوا
آن مه که هست جان و دلم را بدو هوا
گرمی گرفته از جگر گرم او زمین
سردی گرفته از نفس سرد من هوا
ماه تمام او شده چون آسمان کبود
[...]
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا
شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه
شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا
گشتهست باژگونه همه رسمهای خلق
[...]
ای بر مراد رأی تو ایام رامضا
بسته میان بطاعت فرمان تو قضا
از جاه تو گرفته سیادت بسی شرف
وز فر تو فزوده وزارت بسی بها
خلق خدای را برعایت تویی پناه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.