باش به کامم که به کام توام
زنده و نازنده به نام توام
حکمت و حکمش که ندارد زوال
هم ز خلل خالی و هم از خیال
بر در تو آمدهام شرمسار
از شر من در گذر و در گزار
اشتر پویندهٔ پولاد پای
کوه نما از تن کوهان نمای
ابر شده کوه بلند از شکوه
برق شده بر سر او تیغ کوه
آب معانی ز دلم زاد زود
آتش طبعم به قلم داد دود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، از عشق و وابستگی عاطفی خود به محبوب سخن میگوید و به نوعی در طلب و نیایش حضور اوست. او خود را شرمسار مییابد و از محبوب میخواهد که از شر او بگذرد. شاعر با تشبیههایی زیبا و نمادین، عظمت و زیبایی محبوب را وصف میکند و بیان میدارد که احساسات و معانی عمیق را بر کاغذ مینویسد. این شعر، تلفیقی از عشق و حکمت، و همچنین نمایش شمشیر و کوه به عنوان نماد قدرت و زیبایی است.
هوش مصنوعی: باش و زندگی کن به خاطر خوشحالی من، چرا که من برای خوشحالی تو زندگی میکنم و وجود من وابسته به نام توست.
هوش مصنوعی: حکمت و دستورات آن همیشه باقی و پایدار هستند و هیچ گونه نقص یا خیالی در آنها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: من با شرمندگی به درگاه تو آمدهام، لطفا از خطاهایم بگذر و مرا بپذیر.
هوش مصنوعی: گاو نر در حال حرکت، پاهای قوی و محکمی دارد و به نوعی قدرت و استحکام خود را در برابر کوهها نشان میدهد.
هوش مصنوعی: ابر به خاطر شدت بارش، به شکل کوه بلندی درآمده و در اوج خود، برق به مانند تیری بر فراز آن کوه میدرخشد.
هوش مصنوعی: چشمههای معنا در دل من فوران کرده و آتش شوق و هیجانم از نوشتن به وجود میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.