عشق تو هرگزم ز سر نرود
وز دل این آرزو به در نرود
گر برآید ز دوریت صد سال
هم خیال تو از نظر نرود
کمترک خفت و خیز، تا خورشید
پیش بالای بام بر نرود
صبر من رفت، تا عدم برسید
گر بیایی تو پیشتر نرود
بوسه ای ده که تشنگی شراب
هرگز از شربت دگر نرود
آنکه او را لب تو بدخو کرد
آرزوی وی از شکر نرود
چه کنم در دلت نمی گنجم؟
زانکه در سنگ موی در نرود
گر سر از عشق می رود، گو رو
لیک باید که درد سر نرود
خسروا، جان به شوق بخش که مرد
اندرین راه پر خطر نرود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق عمیق و پایدار خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او هیچگاه از دل و خاطرش محو نخواهد شد. حتی اگر برای هزاران سال از معشوق دور باشد، خیال او از نظرش دور نخواهد شد. او از تشنگی عشق و نیاز به بوسهای میگوید که تنها میتواند عطش او را برطرف کند و به همین دلیل از معشوقش درخواست محبت میکند. همچنین شاعر به صبر و تحمل خود اشاره کرده و میگوید که در این مسیر پرخطر، عشق و شوق او باید همچنان برقرار بماند. در نهایت، او به عمق درد و رنج ناشی از این عشق اشاره دارد و میخواهد در این احساسات شدید غرق شود.
هوش مصنوعی: عشق تو هیچ وقت از ذهن و دل من نمیرود و این آرزو هم هرگز از قلبم دور نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر از دوریات صد سال هم بگذرد، اما خیال تو از ذهنم نمیرود.
هوش مصنوعی: کمتر تکان بخور و استراحت کن، تا زمانی که خورشید به اوج آسمان نرسیده است.
هوش مصنوعی: صبری که داشتم تمام شده و انتظارم به آخر رسیده است. اگر تو زودتر بیایی، دیگر چیزی از این انتظار باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: به من بوسهای بده که تشنگی من برای شراب هرگز با چیز دیگری برطرف نخواهد شد.
هوش مصنوعی: کسی که رفتار زشتی از لبهای تو دیده، امیدش به شیرینی شکر از بین نمیرود.
هوش مصنوعی: چه کار کنم که در دل تو جا نمیشوم؟ زیرا که موبر سنگ نمیروید.
هوش مصنوعی: اگر دل از عشق برود و روی بگرداند، بگو برود، اما باید توجه داشت که درد و رنج آن عشق به سادگی از دل نمیرود.
هوش مصنوعی: ای خسروا، جان خود را با شوق و محبت پر کن، زیرا کسی که در این راه پرخطر قدم میگذارد، بیمحبت و شوق نمیتواند پیش برود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زر ز خاکست و بر زبر نرود
نهلد تا به خاک در نرود
مهرش از دل مگو بدر نرود
که خیالش هم از نظر نرود
آب چشم آتش دل است که دیک
تا نجوشد بسی، بسر نرود
هر که از سیم کیسه اش خالیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.