یک روز یار اگر قدمی سوی من زند
بخت رمیده خیمه به پهلوی من زند
خواهم هزار جان ز خدا تا کنم نثار
در هر قدم که سرو سمن بوی من زند
در خورد دوست نیست مگر اشک چشم من
در پیش مردمان همه در روی من زند
مردم در انتظار که کی حلقه بر درم
زلف نگار سلسله گیسوی من زند
چشمش هزار قلب شکست، از مژه هنوز
لشکر کشد که بر دل بدخوی من زند
خسرو، ز باد صبح رخش دم زنیم و بس
لاف محبتش سر هر موی من زند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به longing و اشتیاق خود نسبت به معشوق اشاره میکند و آرزو دارد که حضور او شادی و خوشبختی را به زندگیاش بیاورد. او میخواهد از جانش برای رسیدن به معشوق بگذرد و به عمق عشق و زیباییهای او اشاره دارد. در این شعری، او بر احساسات عمیق خود تأکید میکند و به انتظار آن لحظهای میپردازد که معشوق به سوی او گام برمیدارد و زندگیاش را روشن میکند. شاعر همچنین ناکامی و درد ناشی از فاصله با معشوق را بیان کرده و به قدرت عشق و تأثیر آن بر دل میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر روزی یارم قدمی به سمت من بردارد، شانس و بخت هم همچون خیمهای در کنار من خواهد بود.
هوش مصنوعی: میخواهم از خدا هزار جان بگیرم تا در هر قدمی که برمیدارم، آن را فدای عشق و زیبایی سرو و سمن کنم که بوی خوشم را احساس کند.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در نظر دوست اهمیت دارد، اشکهای من است. در برابر مردمی که در اطرافم هستند، همه چیز بر من نمایان است.
هوش مصنوعی: مردم منتظر هستند که چه زمانی معشوق با موهای پیچخوردهاش بر در خانهام بزند.
هوش مصنوعی: چشم او باعث شکست هزار دل شده است و مژههایش هنوز میتوانند لشکری را به سمت دل بدمن بفرستند و به آن آسیب برسانند.
هوش مصنوعی: خسرو، ما از صبحگاهان با وزش نسیم، نام او را بر زبان میآوریم و فقط از عشق او سخن میگوییم که در دل و جان ما ریشه دوانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.