دل بی رخ تو در گل و گلشن نه ایستاد
خاطر به سوی لاله و سوسن نه ایستاد
دامن کشان به نازکشی تا روان شدی
یک پای اهل زهد به دامن نه ایستاد
عاشق جهان گرفت که تاب رخت نداشت
بلبل به دشت رفت و به گلشن نه ایستاد
بین سخت جانیم که چسان می زیم هنوز؟
تیر مژه به دل که بر آهن نه ایستاد
ای دیده، آب خویش نگهدار بعد ازین
کاتش به ده رسید و به خرمن نه ایستاد
گویند منگرش، مگر از فتنه جان بری
بسیار خواستم که دل من نه ایستاد
گویند منگرش، مگر از فتنه جان بری
بسیار خواستم که دل من نه ایستاد
از آه بنده دیده همسایگان تهی
کم خشک شد که دیده به روزن نه ایستاد
من جامه چون قبا نکنم کز فغان من
یک جامه درست به یک تن نه ایستاد
خسرو به راه عشق سلامت مجو، از آنک
تیغی ست این که بر سر گردن نه ایستاد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند و احساساتی عمیق از جدایی را به تصویر میکشد. دل بیتاب او در هیچ مکانی آرام نمیگیرد و به سمتی که محبوبش باشد نمیتواند پایدار بماند. او از مشکلات و رنجهای عشق میگوید و به خود هشدار میدهد که چشمانش را بر فتنهها ببندد. همچنین، بیان میکند که تحمل درد فراق محبوب برایش دشوار است و بایستی به خاطر وضعیت خویش، مراقب حال خود باشد. در پایان، به ناامیدی از یافتن آرامش در این عشق اشاره میکند و میگوید به دنبال سلامت در مسیر عشق نباشد، چرا که درد آن همیشه حاضر است.
هوش مصنوعی: دل من بدون حضور تو در باغ و گلستان آرام نگرفته است و توجهام به سمت گلهای لاله و سوسن نمیرود.
هوش مصنوعی: با ناز و دلربایی دامن کشیدند و تو را به سمت خود کشاندند، اما اهل تقوا و زهد به خاطر دلبستگی به دامن تو نتوانستند پا پیش بگذارند.
هوش مصنوعی: عاشق به قدری تحت تاثیر زیبایی معشوقش قرار گرفت که نتوانست تحمل کند و از این رو به دشت و گلستان رفت، اما دیگر در جایی توقف نکرد.
هوش مصنوعی: ما در حال تحمل سختیها و مشکلات زیاد هستیم، اما همچنان زندهایم و پایداریم. این در حالی است که تیر مژگان زیبا هر چند به دل ما اصابت میکند، اما بر دل سنگی و محکم ما اثر نمیگذارد.
هوش مصنوعی: ای چشم، بعد از این مواظب آب چشمانت باش، چون آتش به ده رسید و به انبار (خرمن) نایستاد.
هوش مصنوعی: میگویند به او نگاه نکن، مگر اینکه جانت را نجات دهی. من بسیار آرزو داشتم که دل من در برابر این فتنه مستحکم بماند، اما نتوانست.
هوش مصنوعی: میگویند به او نگاه نکن، مگر اینکه از خطر ایمنی داشته باشی. من برای نجات جانم بسیار تلاش کردم، اما دل من تاب نیاورد.
هوش مصنوعی: از گریه و نالهی بنده، چشمان همسایهها خالی شد. چشمانم به قدری خشک شد که نتوانستم بیشتر از یک لحظه به روزن تماشا کنم.
هوش مصنوعی: من لباسی نمیپوشم که به خاطر نالهها و فریادهایم، تنها یک لباس تنگ و مناسب بر تن کسی بپوشم.
هوش مصنوعی: در عشق به دنبال راحتی نباش، زیرا در این مسیر، خطرات و چالشهایی وجود دارد که همیشه در کمیناند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.