یار قبا چست کرد، رخش به میدان برید
این سر و هر سر که هست در خم چوگان برید
غمزه زن ما رسید، ساخته دارید جان
یوسف ما چون رسید، مژده به کنعان برید
از رخش امروز اگر توشه شود نعمتی
بهر چه فردا به خلد منت رضوان برید؟
دست به دامان او نیست به بازوی کس
بوالهوسان فضول، سر به گریبان برید
در صف عشاق چو لاف عیاری زدید
ماتم تان واجب است، گر ز غمش جان برید
مرغ بیابان عشق خار مغیلان خورد
وعده اصل انگبین بر مگس خوان برید
مست و خراب مرا، حاجت نقلی اگر
هست، دل خام سوز سوی نمکدان برید
نیست دل چون منی در خور شاهین شاه
پاره مردار من بر سگ دربان برید
بر دو رخ خود نوشت خسرو دلخسته حال
وه که ز درمانده ای قصه به سلطان برید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عشق و عواطف خود میپردازد. او از زیبایی یار صحبت میکند که همچون قهرمان شناختهشدهای در میدان میتابد و به یاد محبوبی که دلباختهاش است، جان را در آتش غم و محبت قرار میدهد. عشق را به مرغ بیابانی تشبیه میکند که با وجود سختیها، هنوز به وعدههای شیرین عشق امیدوار است. شاعر در نهایت از حال دلخستهاش میگوید و به ناتوانی خود در برابر عشق اشاره میکند، در حالی که داستانش به یک درد عمیق و سرنوشت ناتمام ختم میشود.
هوش مصنوعی: دوست لباس زیبایی به تن کرده و به میدان دوید. هر کس که در میدان است، به مانند گلهایی که در چمنزار چیده میشوند، به زمین افتاد.
هوش مصنوعی: زخمی که بر دل یعقوب وارد شد، به خاطر دیدن جمال یوسفش بود. حالا که خبر آمدن یوسف به او رسیده، باید شادی و تبریک را به سرزمین کنعان ارسال کنند. غمزه و ناز محبوب، جان یوسف را زنده کرده و خبر خوشی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: اگر امروز از زیباییها و لذتهای زندگی بهرهمند شوی، برای چه نیازی است که فردا در بهشت به نعمتهای بیشتری دست یابی؟
هوش مصنوعی: کسی که به او دسترسی ندارد، به کسی دیگر پناه نمیبرد. افراد فریبکار و فضول، در نهایت به خود آسیب میرسانند.
هوش مصنوعی: اگر در صف عاشقان خود را پهلوان و شجاع نشان دهید، باید بر فراق او سوگواری کنید، حتی اگر به خاطر درد و غمش جان خود را از دست بدهید.
هوش مصنوعی: پرندهی عشق در بیابان، به خارهایی که در دل خاک است، روی میآورد و آرزوی شهدی شیرین را دارد؛ اما در عوض، آفتها و مگسها به سراغ او میآیند.
هوش مصنوعی: من در حالتی شاد و سرمست هستم و اگر نیاز به انتقال پیغامی دارید، دل حساس و آتشینم را به سمت نمکدان بفرستید.
هوش مصنوعی: این دل من به اندازهای ارزشمند نیست که مورد توجه شاهین برتر قرار گیرد. در حقیقت، من مانند پارهای از مردار هستم که حتی سگ دربان هم به آن بیاعتنایی میکند.
هوش مصنوعی: خسرو، که دلbroken و ناراحت است، بر دو رخسار خود نشانده که از شدت ناچاری و بیچارهگی، داستانش را به سلطان بگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.