هر که را یاری چو تو سرکش بود
کی ز بیم تیغ سر در کش بود
مجلسی کانجا بود شمعی چو تو
مرغ جان پروانه آتش بود
چند گه بگذار تا می بینمت
تا که جانم وام تو، مهوش، بود
روز و شب می میرم اندر یاد تو
مرگ هم بر یاد رویت خوش بود
گر به یک بوسه لبت بتوان گزید
آن یکی بوسه به جای شش بود
تا سزا بیند دل بی عافیت
خوبرو آن به که گردنکش بود
خسروا، گر عاشقی از غم منال
عشقبازان را دل غمکش بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و شور و شوق خود نسبت به محبوب میپردازد. او یاری محبوب را سرکش و دلربا میداند و حضور او را همانند شمعی در مجلسی پرتجمل توصیف میکند که نه تنها زندگی را نورانی کرده، بلکه جان او را نیز به آتش کشیده است. عشق و یاد محبوب برایش بسیار ارزشمند است و حتی مرگ را در یاد او خوشایند میداند. شاعر اشاره میکند که ارزش یک بوسه از لبان محبوب به اندازه شش بوسه از سایرین است و درد عشق را برای عاشقان امری طبیعی و قابل تحمل میداند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هیچ چیز نمیتواند از غم عشق بکاهد و عاشقان همواره با این غم زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: هر کسی که یاری مانند تو را داشته باشد، چگونه میتواند به خاطر ترس از تیغ، سرش را از خطر دور نگه دارد؟
هوش مصنوعی: جایی که تو مثل شمع روشنی، وجود دارد، پروانه جان به دور آتش میگردد.
هوش مصنوعی: مدت زمانی را باید بگذرانم تا تو را ببینم و تا زمانی که جانم به تو وابسته است، این انتظار برایم شیرین خواهد بود.
هوش مصنوعی: در طول روز و شب، به خاطر تو دائم در حال مردن هستم و حتی مرگ هم در یاد چهرهات برایم لذتبخش است.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی لب او را با یک بوسه ببوسی، آن یک بوسه به اندازه شش بوسه ارزش دارد.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که دلهای بیقرار و ناآرام، باید تاوان زیباییهای خود را پس بدهند و بهتر است کسی که گردنکش و خودپسند است، به عواقب رفتارهایش دلگرم باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو عاشق واقعی هستی، نگران غم و اندوه من نباش، زیرا دل عاشقان همیشه پر از غم و اندوه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با موکل شربتم چون خوش بود
این نه جلابی بود کاتش بود
عذرِ احمق بدتر از جُرمش بود
عذرِ نادان زهرِ هر دانش بود
نی ز آتش هرچه زاید خوش بود
دود دوده دودهٔ آتش بود
عمر و مرگ این هر دو با حق خوش بود
بی خدا آب حیات آتش بود
اوست کز کون و مکان سرکش بود
هم قلندر هم قلندروش بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.