|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف نابودی عافیت و وفای انسانها میپردازد و از بیوفایی و ناپایداری زندگی شکایت میکند. او میگوید که زمین و زمان پر از غم و درد است و حتی زیباییها نیز به کمرنگی و زردی گراییدهاند. در نهایت، شاعر به خود میآورد که باید غصه را فراموش کند چرا که در دنیا همدردی و وفا باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: آرامش و امنیت در دنیا برای هیچ کس باقی نمانده و در دل مردان نیز دیگر نشانی از جوانمردی و شجاعت نیست.
هوش مصنوعی: دنیا را بر سر خاک بزنید، زیرا در هیچ کجای این زمین نشانی از وفا و صداقت باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: چمن به خاطر او نمیبالد و نمیخروشد، حتی سرما هم نمیتواند مانع از زیبایی او شود.
هوش مصنوعی: طلای ناب به گونهای شد که اثری از رنگ آن در بوستان باقی نمانده است و همه گلهای زرد از بین رفتهاند.
هوش مصنوعی: غم و اندوه را در درون خود پنهان کن، چرا که در نهایت تمام دردها مشابه هستند و دیگر هیچ همدردی باقی نمانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.