هر که روی تو دید جان دانست
لب شیرینت، را همان دانست
حسن تو عالمی بخواهد سوخت
هم در آغاز می توان دانست
نرخ کردی به بوسه ای جانی
بنده بخرید و رایگان دانست
ذقنت چه نمود و دل به خیال
بوسه ای زد، مگر دهان دانست
دل ز هجر تو بس که تنگ آمد
مرگ را عمر جاودان دانست
دی به کویت تن ضعیف مرا
زاغ بربود و استخوان دانست
غمزه تو زبان کشید ز من
که مرا نیک بی زبانی دانست
کرد بر من دلت به نادانی
هر چه از جور بیکران دانست
پیش ازین غم نبود خسرو را
غم که دانست این زمان دانست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عشق و علاقه عمیق خود به معشوق را بیان میکند. او معتقد است که دیدن روی معشوق باعث فهم و آگاهی از حقیقت زندگی میشود و لبهای شیرینش مایه آرامش دل است. عشق به معشوق اینقدر عمیق است که سوختن در حسرت او را به بهای جاودانگی ترجیح میدهد. شاعر از درد و هجران ناشی از دوری معشوق شکایت میکند و غمهایش را نتیجه نادانی دل خود میداند. در نهایت، او اشاره میکند که تازه اکنون دریافته که غم و دوری از معشوق چه ارزشی دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که چهره تو را ببیند، به حقیقت جانش را درک میکند و میفهمد که لبهای شیرینت چه معنایی دارد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو چنان است که همهجا خواهان دارد و از همان ابتدا میتوان فهمید که این زیبایی چه تأثیر عمیقی دارد.
هوش مصنوعی: تو با یک بوسه، جان من را به قیمت ناچیزی خریدی و انگار این کار را بیتوجهی انجام دادی.
هوش مصنوعی: چهره تلخ و دل شادش به یاد یک بوسه بود، آیا دهان چیزی میدانست؟
هوش مصنوعی: دل به خاطر جدایی از تو چنان فشرده و تنگ شده است که مرگ را زندگی ابدی تصور میکند.
هوش مصنوعی: در روزی، در کوی تو، زاغی به نیروی خود، جسم ظریف و ناتوان من را گرفت و استخوان مرا از آن شناخت.
هوش مصنوعی: نگاه تو به من اشارهای کرد که نشان میداد تو مرا به خوبی به بیزبانیام میشناسی.
هوش مصنوعی: دل تو به خاطر نادانیام بر من سخت گرفته است، هر چه از ظلم بیپایان دانستهای.
هوش مصنوعی: قبل از این، خسرو هیچ نگرانی نداشت، اما حالا که متوجه شده است، غم او هم شروع شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ره نمایندهٔ تو یزدانست
که پذیرای عقل مردانست
گر چو سندان بود ترا دندان
چون کهن شد ز دردمندانست
در جوانی مرا چو سندان بود
آنچه دندان و وزن دندانست
وین زمانم که نوبت پیری است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.