این جفا کارییت که نو به نو است
مگر این جان کشته را درو است
چون ترا نیست نیم کنجد شرم
گفت من نزد تو به نیم جو است
چشم بر کشتنم گماشته ای
چه کنم گوش تو سخن شنو است
شد عنانم ز دست چه توان کرد؟
توسن صبر نیک تیز دو است
عقل با مرهمی فروخته شد
جان مسکین به یک نفس گرو است
سر به خاکت ببینم و پس ازین
زنده مانم بدانک عمر نو است
خسروا، لشکر خطش بدوید
دل نگهدار، وقت زاغ رو است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از رنج و عذاب ناشی از بیوفایی و جفای محبوب سخن میگوید. او به احساساتی چون حیرت و ناامیدی اشاره میکند، در حالی که جانش به خاطر این بیوفایی در خطر است. شاعر به کنایه به محبوب میگوید که حتی اگر تلاش کند، نمیتواند از درد و رنج خود فرار کند. همچنین، جایی از شعر به ناتوانی عقل و دل در مقابل زیبایی و ستم معشوق اشاره میشود. در نهایت، او ناتوانی خود در مقابل این وضعیت را به تصویر میکشد و به خاک سپردن عواطف و احساسات خود میاندیشد.
هوش مصنوعی: این بیوفایی تو که هر بار تازه است، آیا این جان کشته شده را فقط برای تو نمیطلبد؟
هوش مصنوعی: وقتی تو نیستی، من احساس شرم میکنم و در برابر تو به اندازه یک نیم جو ارزش ندارم.
هوش مصنوعی: چشمت به کشتن من دوخته شده، من چه کاری از دستم برمیآید در حالی که گوش تو فقط به حرفهای دیگری گوش میدهد.
هوش مصنوعی: عصبانیت و کنترل بر خود را از دست دادهام. چه کاری میتوانم انجام دهم؟ اما صبر من به خوبی آماده و تیز است.
هوش مصنوعی: عقل به عنوان درمان و نجاتی برای جان ضعیف، به بهایی ناچیز فروخته شده است و جان انسانهای بیسرپناه در یک بازه کوتاه به گرو گرفته شده است.
هوش مصنوعی: میخواهم سر بر زمین تو بگذارم و بعد از این، اگر زنده بمانم، بدان که زندگی جدیدی آغاز شده است.
هوش مصنوعی: پادشاهان، لشکرشان به عشق میتازد و دلهای وفادار خود را حفظ کنید، چون زمانهای سختی در پیش است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرکب عشق سختتیزرواست
هر زمانیش منزلی زنو است
در کنارش کشد چنانکه هواست
سرخ گل در کنار سرو رواست
آن مضاف الیه ذات تو است
یک بود ذات را مگو که دو است
این گنه را که عذر داند خواست؟
وین تحکم به مذهب که رواست؟
توسنت را رکاب ماه نو است
در رکاب تو مه پیاده رو است
از عنان تو باز می ماند
مسرع وهم اگرچه تیزدو است
طاق گردون که پیشتر بستند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.