شب گذشته ست و اول سحر است
بانگ بلبل به می نویدگر است
وقت او خوش که در چنین وقتی
باده بر دست و نازنین به بر است
کشتی باده نه به کف، باری
عمر ازینسان رود چو بر گذر است
چند گویی که مست و بی خبری
هر که او مست نیست بی خبر است
صرفه خشک زاهدان را باد
هر چه ما راست در شراب تر است
ساقیا، غوطه ده مرا در می
که می آشام شعله در جگر است
گر چه بد مستی است عیب حریف
کندن ریش محتسب هنر است
گر به میخانه مفسدان شراب
پادشاهند، بنده خاک در است
خسروا، چند از گنه ترسی
رو که عفو خدای معتبر است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حال و هوای شب و سحر میپردازد و به لذت شرب و مستی اشاره دارد. بلبل به خوشی میخواند و شاعر از باده و زیبایی زندگی به وجد آمده است. او میگوید زندگی کوتاه و گریزنده است و از زاهدان که در خود خشک و بیخبرند انتقاد میکند. شاعر خواهان غوطه ور شدن در شراب است و به آثار مثبت مستی اشاره میکند. او به عفو الهی و رهایی از ترس گناهان میپردازد و میگوید که در میخانه، آزادی و شادی حقیقی وجود دارد.
هوش مصنوعی: شب گذشته به پایان رسیده و صبح زود نزدیک است، صدای بلبل نویدبخش خوشی و شادابی است.
هوش مصنوعی: زمانی خوش و دلپذیر است که در آن جام باده در دست و معشوقهای در آغوش داشته باشیم.
هوش مصنوعی: زندگی مانند یک کشتی پر از نوشیدنی است که در دست ما نیست و به سرعت میگذرد. زمانی که این عمر گرانبها از ما میگذرد، نمیتوانیم آن را نگه داریم و باید از لحظهها استفاده کنیم.
هوش مصنوعی: به چه مقدار صحبت میکنی از حال کسی که مست و بیخبر است؟ هر کسی هم که مست نیست، بیخبر است از حال او.
هوش مصنوعی: زاهدان که به خودداری و پرهیز معروفند، تنها در خشکسالی و احتیاط زندگی میکنند، اما برای ما، زندگی کردن در لذت و شادابی که در شراب نهفته است، شیرینتر و دلپذیرتر است.
هوش مصنوعی: ای ساقی، مرا در می فرو ببر، زیرا که نوشیدن این می، مانند آتش در دل من است.
هوش مصنوعی: هرچند مستی ایرادی دارد، اما توانایی شکننده کردن موهای ریش مأمور پلیس هنری است.
هوش مصنوعی: اگر در میخانه، مفسدان شراب بنوشند و خود را پادشاه بدانند، من که فردی حقیر هستم، در حقیقت ارباب آنها نیستم.
هوش مصنوعی: ای انسان! چرا از گناه کردن میترسی؟ زيرا عفو و بخشش خداوند بزرگ و با اعتبار است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر چه خواهیکنیکه حکم تراست
زآنکه حکمت ورای چون و چراست
تا زمین زیر گنبد خضراست
بی جهانیان جهان نیاید راست
طفل اشکم مدام در نظر است
چه توان کرد؟ پارهٔ جگر است
میرود یار و مدعی از پی
خوب و زشت زمانه در گذر است
نیکویی کن شها که در عالم
نام شاهان به نیکویی سمر است
یک صحیفه ز نام نیک ترا
بهتر از صد خزانه گهر است
هیچ نعمت چو زندگانی نیست
به خوشی نزد هر که جا نور است
منم آن کسی که زندگانی من
بی تو از روز مرگ تلخ تر است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.