بنگر که اشک دامن ما چون گرفته است
کو تیغ غمزه ای که مرا خون گرفته است
زلفش به دیده، مشت خیالش به طرف چشم
شستی فگنده خوش، لب جیحون گرفته است
ما می خوریم دم به دم از اشک، جام خون
تا بر لب آن صنم می گلگون گرفته است
در گریه یافت دیده خیالات ابرویت
دل گیر بود زلف تو، وین خون گرفته است
بهر خیال خاک قدوم تو چشم ما
بر هر مژه دو صد در مکنون گرفته است
از عشق دوست سینه خسرو شده به سوز
یعنی درون در آتش و بیرون گرفته است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد جدایی و غم ناشی از عشق سخن میگوید. او با اشک و خون به تصویر کشیدن حال و روز خود، به زیبایی یار اشاره میکند که بر دلش اثر گذاشته است. خیالات او از معشوق به شدت او را آزار میدهد و باعث اشک و افسردگی او شده است. نگاه به زلف معشوق او را در حسرت و غم فرو برده و هرچند که درونش در آتش عشق میسوزد، به بیرون خود حالتی آرام و عاطفی دارد. زندگی او تحت تأثیر این عشق و یاد محبوب است و غم در گلو و اشک در چشمش جای دارد.
هوش مصنوعی: نگاهی به دامن ما بینداز که چگونه پر از اشک شده است؛ کجا میتوان تیغی پیدا کرد که باعث این درد و افسردگی شده است؟
هوش مصنوعی: موی او در نظر من است و خیال او همچون دمی گلی خوشبو به سمت چشمانم میآید. لب جیحون را نیز به خاطر زیبایی او در دست گرفتهام.
هوش مصنوعی: ما هر لحظه از اندوه خود مینوشیم و به خاطر معشوقمان که لبهایش به خون رنگین شده، جامی از غم و درد به دست داریم.
هوش مصنوعی: در حالتی از اندوه و گریه، چشمهایم تصویر ابروهای تو را میبیند و دل من به خاطر زلف تو غمگین است، و این اندوه به شدت وجودم را در بر گرفته است.
هوش مصنوعی: برای تصوری از خاک پای تو، چشمان ما بر هر مژهاش دو صد راز پنهان دارند.
هوش مصنوعی: دل خسرو به خاطر عشق دوست به شدت میسوزد، به طوری که درونش آتش گرفته و از بیرون هم آثار آن مشخص است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.