ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت
گر از طریق خویشی بینم از آن خویشت
ماییم و غنچه دل موقوف بند عشقت
کو باد تا بگوید احوال من به پیشت
نتوان به شرح دادن با صد جریده گل
حسنی ز وصف رویت، وصفی ز شرح پیشت
تا داده از لب تو دل را گل انگبینی
زنبور جان من شد مژگان همچو نیشت
چون بینمت به ناگه، خواهم که جای سازم
در سینه فگارم اندر درون ریشت
لطفی به بنده خسرو از تیر غمزه تو
آماج کرد سینه، بیرون نشد ز کیشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شیداییاش نسبت به محبوب اشاره میکند. او احساس میکند که دلش به عشق او وابسته است و میخواهد احوالش را به محبوب القا کند. توصیف زیبایی از محبوب در شعر به تصویر کشیده شده، به طوری که لبهای او قادر به جذب دل شاعر هستند. شاعر همچنین به غم و درد ناشی از این عشق اشاره میکند، در حالی که تلاش دارد عشقش را با زیباییهای محبوبش گره بزند. در نهایت، او به دلتنگی و خشمی که از دوری محبوب احساس میکند، اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: ای آنکه به خود میبالید و از من فاصله گرفتهای، اگر در رابطه خویی با من ببینی، سر خود را به پیش تو خم میکنم.
هوش مصنوعی: ما در دنیای عشق تو به سر میبریم و دلمان مثل یک غنچه است که منتظر نسیمی است تا حال ما را به تو بگوید.
هوش مصنوعی: با صدها کتاب و نوشته نمیتوان زیبایی صورت تو را به درستی توصیف کرد و هیچ وصفی نمیتواند به شرح چهرهات نزدیک شود.
هوش مصنوعی: وقتی که لبهای تو دل را شیرین میکنند، زنبور وجود من به خاطر مژگان تو مانند نیشی میشود.
هوش مصنوعی: وقتی ناگهان تو را میبینم، آرزو میکنم که جایی در دل خود برایت بسازم و در درون وجودت جای خود را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: علاقه و محبت تو، چنان به دل من نفوذ کرده که تیر غمزهات به قلبم اصابت کرده و هنوز نتوانستهام از چنگال تو فرار کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.