گر تو رنج من مسکین گدا بشناسی
جور از حد نبری، حد جفا بشناسی
من جز از تو نشناسم به حق خدمت تو
تو نه آنی که حق خدمت ما بشناسی
تو که از کبر و منی می نشناسی خود را
من مسکین گدا را کجا بشناسی
ز فراقت ز ضعیفی همه خلقم بشناخت
ور تو بینی نه همانا که مرا بشناسی
بسته موی توام، ور به تنم در نگری
موی در موی کنی فرق و مرا بشناسی
برده ای صد دل و زنهار که نیکو داری
که دلم زان همه دلها، صنما، بشناسی
از درون سوختگی دارد و از بیرون داغ
این نشان بهر همان است که تا بشناسی
چون درون جگرم جای گرفتی زنهار
چون بریزی نمکی از لب و جا بشناسی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از رنج و دردهای خود میگوید و به معشوقش تذکر میدهد که اگر رنج او را بشناسد، نباید به او جور و جفا کند. شاعر خود را مسکین و گدا میداند که تنها در عشق او آشنایی دارد، اما معشوق گویا درک درستی از محبت او ندارد. او به معشوق میگوید که با تمام دردهایی که در دل دارد، اگر او بتواند درونیات او را بشناسد، بهتر میتواند نسبت به او رفتار کند. همچنین، شاعر از کشیده شدن به دوری و جدایی و نشانههای عاطفیاش سخن میگوید و میخواهد معشوق به عمق احساساتش پی ببرد.
هوش مصنوعی: اگر تو رنج و سختی من را بشناسی، دیگر ظلم و بیرحمیات از حد نمیگذرد و به نهایت خود نمیرسد.
هوش مصنوعی: من هیچکس را جز تو نمیشناسم که بتواند به حق خدمت کند، اما تو هم آنقدر نیستی که بتوانی درک کنی چه کسی توانسته به تو خدمت کند.
هوش مصنوعی: تو که از غرور و خودبزرگبینی اعراض نداری، نمیتوانی خودت را به درستی بشناسی. منِ فقیر و گدا را چگونه میتوانی بشناسی؟
هوش مصنوعی: به خاطر جداییات و تنهاییام، همه مردم مرا شناختهاند. اما اگر تو مرا ببینی، میدانی که من چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: من موی تو را در دستان خود بستهام، اما اگر به تن من نگاه کنی، میبینی که موی من به موی تو گره خورده است و با این کار میتوانی مرا بشناسی.
هوش مصنوعی: من دلی دارم که مانند بردهای به تو وابسته است، ولی مواظب باش که آن را نیکو نگهداری، زیرا همۀ دلها را برای تو تقدیم کردهام و امیدوارم تو آنها را بشناسی.
هوش مصنوعی: این فرد از درون بسیار رنج میکشد، اما در ظاهر احساساتش را پنهان کرده و داغی که دارد نشاندهندهی همین درد درونی اوست. این نشانهها به ما کمک میکنند تا او را بهتر بشناسیم.
هوش مصنوعی: وقتی در قلب من جا گرفتی، مواظب باش که اگر نمکی از زبان بیرون بری، دیگر نمیتوانی به راحتی مرا فراموش کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.