گنجور

 
امیرخسرو دهلوی

ای آنکه تمام هم چو ماهی

با زلف چو چتر پادشاهی

مردم ز برای نقش و زلفت

از دیده برون کشد سیاهی

گر خط سیاه خود ببینی

بر مشک دهی به خون گواهی

ای زلف ترت مراغه کرده

بر روی تو چون در آب ماهی

آخر چه شود گر از لب خویش

یک بوسه برای من بخواهی

از خسرو خسته رو بگردان

زان رو که تمام همچو ماهی

 
 
نسکبان اندروید
حکیم نزاری

بر من بگذشت دی پگاهی

سروی و فرازِ سرو ماهی

زیبا بر و گردن و نغوله

آراسته کاکل و کلاهی

آشوبِ دلی هلاکِ جانی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
ناصر بجه‌ای

چه کم شود ار تو گاه گاهی

در حال دلم کنی نگاهی

دریاب که نیست عاشقان را

جز سایه لطف تو پناهی

از دست جفا و غمزه توست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه