تو با آن رو بگو مه را، چه باشی؟
تو با آن رخ بگو شه را، چه باشی؟
ببین آیینه و خود را صفت کن
حدیث زهره و مه را چه باشی
دلا، زینسان چه می نالی در آن کوی؟
گدایان شبانگه را چه باشی
بمیر ای مرغ تشنه در بیابان
امید ابر ناگه را چه باشی
چه سویت، خسروا، دارد جدا گوش
به کویش ناله و وه را چه باشی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شور و شوق عاشقانه میپردازد و از زیبایی معشوق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که خود را بشناسد و از شکوه و زیباییاش بگوید. شاعر همچنین به دلنگرانی و غمناکی معشوق اشاره میکند و میپرسد که چرا در غم و اندوه به سر میبرد. او در نهایت به وضعیتی از ناامیدی و آرزوی دل میپردازد که گویی امیدی به تغییر ندارد.
هوش مصنوعی: با چهره زیبا و جذابت بگو که چه هویتی داری؟ با آن صورت دلانگیزت بگو که مقام و ارزش تو چه چیزی است؟
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و ویژگیهایت را بشناس، زیرا که تو نیز میتوانی مانند گل زیبا و ماه درخشان باشی.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا اینگونه در آن مکان ناله میکنی؟ آیا شبها برای گدایان چه خاصیتی دارد؟
هوش مصنوعی: ای مرغ تشنه، در بیابان امید به باران ناگهای، چرا باید از مرگ بترسی؟
هوش مصنوعی: ای خسرو، چه چیزی را در نظر داری؟ گوش به ناله و آه کسانی که از دوری تو رنج میبرند، بده. تو چه احساسی خواهی داشت؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.