تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ای
از دل بسی گره که به دندان گشوده ای
آب حیات می رودت در سخن که لب
گویی ره آب چشمه حیوان گشوده ای
ما چون زییم بیش که از بهر جان ما
مستی و خوی چکان و گریبان گشوده ای
هست از برای کینه ما خط کشیدنت
مضمون نهان مدار که عنوان گشوده ای
فریاد رس مرا و ز فریاد وارهانش
خسرو که هر شبی ز وی افغان گشوده ای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و خاصیت شوخی لب خندان محبوب میپردازد و به تأثیر شگرف کلام او به عنوان مایه حیات اشاره میکند. او از احساسات عمیق و کشمکشهای درونی ناشی از عشق و فراق سخن میگوید و به کینهای که در دل دارد و نشانههایی که از آن در رفتار محبوبش میبیند، پرداخته است. در پایان، شاعری میجود که از محبوب خود درخواست یاری و فریاد رسی میکند و نشان میدهد که این احساسات پیچیده در دلش تا چه اندازه سنگین و دردآور است.
هوش مصنوعی: تو در هر جا که دستی به لبخند زدهای، شادی را به دیگران هدیه دادهای و از دل خود به خاطر درد و غمهایی که داری، گرهای که در دل نشسته است را به نمایش گذاشتهای.
هوش مصنوعی: آب حیات از زبان تو جاری میشود، چرا که با گفتارت راهی به سوی آب چشمه حیات پیدا کردهای.
هوش مصنوعی: ما بیشتر از آنکه برای جان خود زندگی کنیم، به خاطر خوشی و شادابی و آزاد بودن از قید و بندها زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: برای دشمنی ما تو مرز و خطی ترسیم کردی، پس موضوع پنهانی را نادیده بگیر، زیرا تو خود را معرفی کردهای.
هوش مصنوعی: به من کمک کن و مرا از درد و زجر نجات بده، ای خسرو! چون هر شب از غصه و اندوه تو نالهای سر میزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.