مدار جان من از بهر جان ما روزه
از آنکه جانی و جان را دهد عنا روزه
لب پر از می و گویی که روزه می دارم
تو خود بگوی که باشد چنین روا روزه
اگر تو روزه برای خدای می داری
مدار بیش برای خدای را روزه
ز دیده ساخته ام شربتی، ولی نخوری
اگر به روزه ترا خوش بود، خوشا روزه
یک ابرویت نگرم، روزه گیرم از پی وصل
به دیدن مه ابرو کنم قضا روزه
ببرد تشنگی خلق را که از لب تو
به آب چشمه حیوان شد آشنا روزه
به نوحه کرد لبالب لبان خسرو را
فقاع از آن لب شیرین گشاد تا روزه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تلاقی عشق و روزهداری اشاره میکند و بیان میکند که عشق او به معشوقش از روزه و عبادت مهمتر است. او روزه را به خاطر معشوقش ترک میکند و بر این باور است که نمیتواند بدون دیدار او روزهاش را کامل کند. همچنین، شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیرات شیرین لبهای او بر تشنگی و دلتنگی خود سخن میگوید و نشان میدهد که عشق و شوق او در برابر قوانین مذهبی اولویت دارد. در نهایت، او به طور نمادین به شیفتگیاش نسبت به معشوق میپردازد.
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که روح و جان من برای حفظ جان ما در تلاش است و روزه میگیرد تا از آن نعمت حیات بهرهمند شود. اینجا اشاره به اهمیت روح و زندگی دارد و اینکه چگونه این دو با هم ارتباط دارند.
هوش مصنوعی: لبانم پر از شراب است و من ظاهراً روزهام. تو خود بگو آیا چنین چیزی درست است؟
هوش مصنوعی: اگر روزهات برای رضای خداست، پس باید با نیت خالص و توجه کامل به خداوند این کار را انجام دهی. در واقع، مهمتر از خود روزه، حالت روحی و نیت تو در انجام آن است.
هوش مصنوعی: من از چشمم شربتی ساختهام، اما اگر روزهات خوش باشد، نوشیدن آن برایت خوب نیست. خوش به حال روزهات!
هوش مصنوعی: وقتی به ابروی تو نگاه میکنم، از شدت محبت و اشتیاقی که به دیدن تو دارم، روزهام را میشکنم و به خاطر زیباییات قضا میکنم.
هوش مصنوعی: تشنگی مردم را برطرف میکند، زیرا لبهای تو باعث آشنایی آنها با آب حیات شده است.
هوش مصنوعی: لبان خسرو از گریه و نوحه پر شده به طوری که شیرینی لبهایش تحت تأثیر قرار گرفته و مانند نوشیدنی شيرين، گشوده و آزاد شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نشاید ای مه خورشید رخ تو را روزه
که نیست بر مه و خورشید هیچ جا روزه
تن تو کاهد و جان هزار سوخته دل
مکن مکن که نباشد تو را روا روزه
بسی نماند که سازد چو ماه نو باریک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.