ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان
بس کن ز جولان، ورنه شد از کف عنان مردمان
تا بر نخواهد آمدن ناگه ز کویت آتشی
آگه نخواهد شد دلت ز آه نهان مردمان
بادی ز زلفت می وزد، جانی ز هر سو می برد
کو آن که بودی پیش ازین سنگ گران مردمان
هر ذره از خاک درش، جانی دو سه گردش دوان
یارب، چه سرگردانی است از بهر جان مردمان؟
پنهان سگم خواندی، خوشم، گیرم که ندهی لقمه ای
باری به سنگی شاد کن سگ را میان مردمان
هر شب من و کنج غمت، گویند خلقی با توام
آخر ز صد شب راست کن یک شب گمان مردمان
مردم که چشمی تر نکرد آن سنگدل، اکنون نگر
سویت غریب مرده را، چشم روان مردمان!
آخر مسلمانیست این، آن غمزه را پندی بده
تاراج کافر تا به کی در خان و مان مردمان!
من بر در تو ناکسان، آخر همی بار آورد
ناخوانده، چون مهمان رود خسرو به خوان مردمان


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دلبری میپردازد که زیباییاش باعث بلا و گرفتاری مردمان شده است. او از معشوق میخواهد که دیگر به جولان و بازیگوشی نپردازد، چرا که این میتواند به ناگه آتش عشق و غم را در دلها شعلهور کند. شاعر از سرگردانی و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید و حالتی از ناامیدی و یأس را منتقل میکند. همچنین او به احساس پوچی و غم ناشی از دوری معشوق اشاره دارد و از چشمان او نگران است که ممکن است نسبت به درد دیگران بیتفاوت باشد. در نهایت، شاعر از ناکسانی که به درگاه عشق او آمدهاند یاد میکند و حس تنهایی و بیپناهی را در میان مردم به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای زیبایی و بالهای تو مایه درد و رنج مردم شده، برای جان ایشان بس کن از به هم زدن آرامش، وگرنه کنترل و اختیار مردم از دستشان خارج خواهد شد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ناگهان از کوی تو آتشی برنخیزد، دل مردم از آه و ناله پنهانشان باخبر نخواهد شد.
هوش مصنوعی: بادی از موهای تو میوزد و هر طرف را پر از زندگی میکند. آیا کسی هست که قبل از این پندار سنگین بر دوش مردم، وجود داشت؟
هوش مصنوعی: هر ذره از خاک او، جانی دارد که دو یا سه بار در حال چرخش است. ای خدا، این چه ناآرامیای برای جان انسانهاست؟
هوش مصنوعی: سگی که در خفا به او اشاره کردی، من را خوشحال کرد. اگرچه ممکن است لقمهای به او ندهی، اما در میان مردم او را شاد کن.
هوش مصنوعی: هر شب من در تنهایی و غم تو هستم، در حالی که دیگران میگویند که من با تو هستم. اما از میان تمام شبها، یک شب هم به خودت شک کن که دیگران چه نظری دربارهات دارند.
هوش مصنوعی: مردمی که هیچگاه برای غم دیگران اشکی نریختند و سنگدل بودند، حالا ببین چگونه به سوی مردی غریب و بیکس نگاه میکنند که اشکهای مردم از چشمش جاری است.
هوش مصنوعی: این یک هشدار است به افرادی که در حال آسیب رساندن به دیگران هستند. باید به آنها گفت که چرا با فریب و نیرنگ بر اموال و زندگی دیگران دستاندازی میکنند. این کارها ادامه نخواهد داشت و انسانیت و اصالت باید حاکم باشد.
هوش مصنوعی: من بر در تو، مانند افرادی نامناسب و بیاحترامی هستم که به خانهات میآیند. در نهایت، بدون دعوت و به طور ناگهانی، مانند مهمانی که به سر میز دیگران میآید، بر تو بار میآورم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.