دل می بری و در خم مو می کنی، مکن
آزردن دل همه خو می کنی، مکن
تو جور می کنی و من از دیده می کشم
این شیوه گر چه نیک نکو می کنی، مکن
خلقی ز بوی تو همه دیوانه گشت و مست
باری تو گل ز بهر چه بو می کنی، مکن
گاهم زنخ نمایی و گه زلف می کشی
بی رشته ام به چاه فرو می کنی، مکن
لرزانست بر تو جان من از آه بیدلان
گه گه که گشت بر لب جو می کنی، مکن
خون می کنی دل من و بندی به زلف خویش
خود می کنی و بر سر او می کنی، مکن
جای دگر مده دل گم گشته را نشان
آواره ام چه سوی به سو می کنی، مکن
گفتی که خسروا، چه کنم کت بود خلاص؟
آن شانه را که در خم مو می کنی، مکن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوقی میپردازد که دل او را به طرز غیرقابل تحملی میبرد و با زیباییهایش او را میآزارد. او از معشوق میخواهد که این شیوه را ادامه ندهد، زیرا این رفتارها، دل او را به شدت آشفته کرده است. معشوق با اشاره به زلف و زنخ، دل شاعر را به درد میآورد و او را در حالتی از رنج و بیقراری قرار میدهد. شاعر همچنین ابراز میکند که هیچ نشانی از دل گم شدهاش را به او مده، زیرا او به شدت آواره و سرگشته است. در نهایت، او به یادآوری میآید که معشوق در گذشته به او گفته است چه باید بکند اما اکنون در موهایش انسانی را به درد میآورد که نمیتواند تحمل کند.
هوش مصنوعی: دل را به خود مشغول میکنی و با زیباییهای خود به بازی میگیری، اما نگذار که دیگران ناراحت شوند و به دلها آسیب برسانی.
هوش مصنوعی: تو کارهایت را به خوبی انجام میدهی و من با دلخوری از تو فاصله میگیرم. هرچند که رفتارت زیباست، اما خواهش میکنم این کار را ادامه ندهی.
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر عطر و بوی تو دیوانه و شیدا شدند. حالا سوال این است که چرا برای گل عطر میزنی؟ بهتر است این کار را نکن.
هوش مصنوعی: گاهی با زیبایی خود من را به خواب میبردی و گاهی با تارهای مویت بازی میکنی. نکن! تو من را بدون هیچ بندی در چاه عشق فرو میکنی.
هوش مصنوعی: جان من به خاطر درد و غمهای بیدلان نسبت به تو در حال لرزیدن است. گهگاه که بر لب جوی مینشینی، خواهش میکنم این کار را نکن.
هوش مصنوعی: دل من را به درد میآوری و با زلف خود به آن آسیب میزنی. این کار را نکن.
هوش مصنوعی: دل گمشدهام را در جای دیگری راهنمایی نکن. من آوارهام و تو هر طرفی که میخواهی مرا ببری، این کار را نکن.
هوش مصنوعی: گفتی ای بزرگوار، چه کنم که در عذاب هستم؟ آن شانهای که در موهای تو فرو میرود، آن را به کار نبر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.