نسیما، آن گل شبگیر چونست
چسانش بینم و تدبیر چونست
نگویی این چنین بهر دل من
که آن بالای همچون تیر چونست
ز لب، آید همی بوی شرابش
دهانش داد بوی شیر چونست
من از وی نیم کشت غمزه گشتم
هنوزم تا به سر تقدیر چونست
اگر چشمش به کشتن کرد تقصیر
لبش در عذر آن تقصیر چونست
نپرسد هرگز آن مست جوانی
که حال توبه آن پیر چونست
به گاه خفتن تشویش عشاق
ز آه و ناله شبگیر چونست
ز زلفش سوخت جان خسرو، آری
بگو، آن دام مردم گیر چونست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف نسیما، معشوق خود، میپردازد و زیباییهای او را چون گلی در آغاز شب مقایسه میکند. او در تلاش است تا تدبیر و رازهای عشقش را دریابد و از بوی شراب و شیر از لبهای معشوقش لذت میبرد. شاعر از درد عشق و غمهای ناشی از آن سخن میگوید و تأکید دارد که حتی اگر معشوقش خطایی کند، لبهایش عذرخواهی خواهند کرد. همچنین به حال و هوای عشق و عذابهای عاشقان در شب اشاره میکند و در نهایت به سوز و گداز خود در اثر زیباییهای نسیما میپردازد.
هوش مصنوعی: نسیما، آن گل شبانه چگونه است؟ چگونه میتوانم او را ببینم و در مورد او تدبیر کنم؟
هوش مصنوعی: نگو که اینطور برای دل من است؛ آیا آن بالا مانند تیر است؟
هوش مصنوعی: از لبش بوی شراب به مشام میرسد، اما دهانش بوی شیر را میدهد، این چطور ممکن است؟
هوش مصنوعی: من از او لطمهای خوردم و همچنان در دو راهی و حیرت به سر میبرم که سرنوشت چگونه رقم خواهد خورد.
هوش مصنوعی: اگر چشمانش به کشتن کسی بیفتد، تقصیر زبانش در عذرخواهی از آن چه میشود؟
هوش مصنوعی: هرگز از آن جوان مست نپرس که حال و روز توبه آن پیر چگونه است.
هوش مصنوعی: وقتی شب به خواب میرویم، دلنگرانی و نگرانی عاشقان از آه و نالههای شب چطور است؟
هوش مصنوعی: خسرو از زلف معشوقش جانش به آتش افتاده است، بگو ببینم آن دام افسونگری که همه مردم را به خود جذب میکند چگونه است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.