چون شکر زان دو لعل تر بکنم
دل نخواهم که از شکر بکنم
لب تو آب زندگانی را
ترعه خون شود، اگر بکنم
تا بسوزم در آتش غم تو
گوشه ای هر دم از جگر بکنم
گر نباشد امید دیدن تو
دیده خویش را ز سر بکنم
پیش رویت در آتش اندازم
گل که از باغ تازه تر بکنم
نکنم دل ز مهرت، ار هر شب
جان ز عشق تو تا سحر بکنم
بر مکن چشم مردمی از من
که نیارم ز تو نظر بکنم
جان کند خسرو از لبت هر دم
خنده ای زن که بیشتر بکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق عمیق و جانسوز خود به محبوب سخن میگوید. او میخواهد وجود خود را در آتش عشق بسوزاند و نمیتواند از محبت محبوب چشم پوشی کند. در این میان، به شدت به امید دیدار او نیازمند است و اگر چنین نباشد، حاضر است به هر قیمتی، حتی از جان خود بگذرد. او خواستار عشق و لبخند محبوب است، چرا که این شادی برایش مهمتر از هر چیز دیگری است. عشق او به محبوب تا جایی است که آرزو میکند در آتش آرزوهایش بسوزد.
هوش مصنوعی: وقتی که لبهای زیبای او را مانند شکر شیرین میدانم، دیگر نخواهم که از آن شیرینی دل بکنم.
هوش مصنوعی: اگر لب تو خونی شود، آب زندگی به طرز عجیبی جاری خواهد شد.
هوش مصنوعی: هر لحظه از شدت درد و غم تو، نیاز دارم که در گوشهای بنشینم و ناراحتیام را بازگو کنم. میخواهم در آتش این غم بسوزم.
هوش مصنوعی: اگر امیدی به دیدن تو نباشد، چشمان خود را از سر بازمیدارم.
هوش مصنوعی: من در مقابل تو، گلی را در آتش میافکنم تا از آن، گلی تازهتر و زیباتر بسازم.
هوش مصنوعی: هرگز دل را از محبت تو جدا نمیکنم، حتی اگر هر شب بخاطر عشق تو تا صبح جان بکنم.
هوش مصنوعی: از من رو بر مگردان که نمیتوانم به غیر تو نگاه کنم.
هوش مصنوعی: خسرو به سختی جان میکند و تنها کافی است که تو هر لحظه با لبخندی بر او بیفزایی تا این سختی را بیشتر تحمل کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.