ای دیده، پای شو که بر یار می روم
در جلوه گاه آن بت عیار می روم
راهش ز رفتن مژه پر خار کرده اند
من باز دیده کرده بر آن خار می روم
ای خارخار هجر ز دل دور شو که من
بهر نظاره گل رخسار می روم
گر سر زند رقیب کسی را، بر او چه باک؟
من سر زده خود از پی این کار می روم
ای باد، پیش از آن تو برو، پرده زان جمال
بر کن که من به دیدن دیدار می روم
گو زلف را کمند مکن کز میان تو
من خود به تار موی گرفتار می روم
من خسروم که زاغ سیه گشتم از فراق
بلبل کنون شوم که به گلزار می روم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلتنگی خود نسبت به یار سخن میگوید و برای دیدار او عزم سفر کرده است. او به موانع و سختیهایی که در راهش وجود دارد اشاره میکند و با وجود این چالشها، امیدوارانه به سوی معشوق میرود. شاعر از خاطر هجر و درد فراق رنج میبرد و در عین حال، با شجاعت و اراده، در جستجوی گل رخسار یار است. او با خیال دیدار معشوق از مشکلات نمیهراسد و حتی به زیبایی و جاذبههای او اشاره میکند. در نهایت، شاعر خود را از غم فراق به شادی وصل متحول میبیند.
هوش مصنوعی: ای چشم من، آماده باش که به سوی محبوب میروم، در جایی که آن بت زیبا دیده میشود.
هوش مصنوعی: طریق رفتن را پر از گل و خار کردهاند، اما من همچنان با چشمان باز بر روی آن خارها قدم میزنم.
هوش مصنوعی: ای غم جدایی از دل دور شو، چرا که من به سوی تماشای گلروی تو میروم.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر کسی دیگر طعنه بزند یا حسادت کند، اهمیتی ندارد. من خودم با تمام توان برای رسیدن به هدفم میروم.
هوش مصنوعی: ای باد، قبل از من برو و پرده را از آن زیبایی کنار بزن تا من بتوانم به تماشای آن بروم.
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم که با زلفت من را اسیر نکن، چون من به خاطر زیباییات حتی با یک تار موی تو هم در دام میافتam.
هوش مصنوعی: من زیانکارم که به خاطر جدایی بلبل، مانند زاغ سیاه شدهام. حالا به سمت گلزار میروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی فرد و خفته بخت سوی ارمن آمدم
امروز جفت نعمت بسیار میروم
دیدم دو بحر، بحر ایادی و بحر آب
من زین دو بحر شاکر آثار میروم
لب تشنه آمدم به لب بحر شور لیک
[...]
مشتاق یارم و به در یار میروم
دلدارم اوست، در پی دلدار میروم
تا بینم آفتاب رخ او ز روزنی
مانند سایه بر در و دیوار میروم
او در میان دایرهٔ خانه نقطهوار
[...]
از جلوه ات ز هوش من زار می روم
چندان که می روی تو من از کار می روم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.