من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم
کامم همین کزان در خاکی به کام خواهم
دارم هوس که میرم، در پیش تو کیم من؟
نه خضر و نه مسیحا، نه این مقام خواهم
از زنده داری شب چون نیم کشته گشتم
از کشتگانت مانا خوابی تمام خواهم
من خون دیده نوشتم، این است عشرت من
آیا چه جای بادا بی تو که جام خواهم؟
یابم اگر گدایی شامی به گرد کویت
نقصان بود به همت، گر ملک شام خواهم
دیدن ز بس که بینم حسن تو دیگران را
نه گل درست بینم، نه مه تمام خواهم
خود را سلام گویم از تو، بدین شوم خویش
تو زر پخته بخشی، من سیم خام خواهم
بر درد عشقبازی، خسرو دوا نخواهد
دردش نصیب من شد، من بر دوام خواهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و longing عمیق خود به محبوب سخن میگوید و تأکید دارد که عشق او فراتر از خواستههای مادی و دنیوی است. او از درد و رنجی که در عشق میکشد صحبت میکند و اعلام میکند که دیگر هیچ زیباییای در نظرش قابل قبول نیست مگر آنکه به محبوبش مرتبط باشد. شاعر خود را در مقام گدای عشق میبیند و نگران است که بیمحبوبی برایش ارزشی نداشته باشد. همچنین، او با اشاره به مشکلات عشقبازی، این درد را به سرنوشت خود پیوند میزند و میگوید که همهی تلاشهایش معطوف به این عشق است.
هوش مصنوعی: من عاشق هستم، نه فقط زیبا و دلربا. من از دوست خود خواستهام که مرا به خوشبختی برساند و در این راه حتی اگر در خاک باشم، به این خوشبختی خواهم رسید.
هوش مصنوعی: دارم فکر میکنم که هنگام رفتن، در کنارت چه جایگاهی دارم؟ نه خضر هستم و نه مسیح، و نه به دنبال این مقام و مقامها هستم.
هوش مصنوعی: از زمانی که شب را با زندگی سر کردم، مانند کسی که نیمهجان شده، احساس میکنم. از خوابهای طولانی که به یاد کشتگانم دارم، دیگر نمیتوانم آرام بگیرم.
هوش مصنوعی: من در عشق دلی خونین دارم و این حالت شادی من است. آیا به جز تو که نیستی، برای من چه جای دیگری وجود دارد که بخواهم از آن بهرهمند شوم؟
هوش مصنوعی: اگر گدایی از شام به دور کوی تو بیاید و بتواند چیزی به دست آورد، نشان میدهد که با تلاش و اراده میتوانم حتی پادشاهی شام را به دست بیاورم.
هوش مصنوعی: از بس که beauty تو را میبینم، دیگران را نمیتوانم بپرستم؛ نه گلی میبینم که زیبا باشد و نه ماهی که کامل.
هوش مصنوعی: من برای خودم سلامتی و آرامش را از تو خواستهام، زیرا تو میتوانی من را به مقام بالاتری برسانی. تو همچون طلا پخته و ارزشمند هستی، در حالی که من همچنان خام و ناپخته باقی ماندهام و خواهان پیشرفت و کمال هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر درد عاشقانهام، کسی مانند خسرو درمانی نخواهد داشت. حالا که این درد به من رسیده، تصمیم دارم با آن کنار بیایم و روی پای خودم بایستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.