از دو زلف تو شکن وام کنم
وز برای دل خود دام کنم
از پی آنکه به رویت نرسد
چشم بد را به سخن رام کنم
تا تو ننمایی رو، گیرم زلف
تا رخت چاشت کند، شام کنم
چشم از زلف سیاه تو کشم
گله از محنت ایام کنم
از تو صد جور و جفا می بینم
با که گویم، به که پیغام کنم؟
دل ندارم که نهم بر دگری
هم ز زلف تو مگر وام کنم
بوسه خواهیم، وگر تند شوی
خویشتن را عجمی نام کنم
نیست حلوای تو بهر خسرو
چه بدان لب طمع خام کنم!


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی زلف معشوق اشاره میکند و از درد و محنتی که ناشی از دوری اوست، سخن میگوید. او میخواهد با زیباییهای معشوق خود را مشغول کند و در عین حال از جفاهای او گلهمند است. دلش نمیخواهد به کسی غیر از او توجه کند و تنها به یاد اوست. شاعر به شدت تحت تأثیر معشوق خود قرار دارد و این عشق را با تلخیها و شادیهایش بیان میکند. در نهایت، منتقل کردن احساسات خود به معشوق در شرایطی که او را از دست میدهد، یکی از دغدغههای اوست.
هوش مصنوعی: من از زلفهای تو کمند میسازم و برای دل خود تلهای میچینم.
هوش مصنوعی: من به خاطر اینکه چشمت به من نیفتد، با کلامم چشم بد را آرام میکنم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو چهرهات را نشان ندهی، حتی اگر زلفت تا صبح بر من سایه بیندازد، من شام را برای تو آماده خواهم کرد.
هوش مصنوعی: از چشمانم به زیباییهای زلف سیاه تو نگاه میکنم و از دردهای روزگار شکایت میکنم.
هوش مصنوعی: من از تو رفتارهای مختلف و سختیها میبینم، اما نمیدانم با که صحبت کنم یا پیامی بفرستم.
هوش مصنوعی: من دلی ندارم که بر سر دیگری بگذارم مگر اینکه بخواهم از زیباییهای تو بهره ببرم.
هوش مصنوعی: میخواهیم بوسه بزنیم، اما اگر زود دستور بدهی، تو را بیعاطفه و بیاحساس مینامم.
هوش مصنوعی: حلوای تو برای پادشاهی ارزش ندارد، چه نیازی به طمع زدن بر لب دارم!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دو زلف تو شکن وام کنم
وز برای دل خود دام کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.