می گذشتی و به سویت نگران می دیدم
زار میمُردم و در رفتن جان میدیدم
همچو دزدی که به کالای کسان می نگرد
جان به کف کرده در آن روی نهان می دیدم
از دل گمشده سر رشته همی جستم باز
گه به فتراک و گهی سوی عنان می دیدم
پرسش حال دل از طره او زهره نبود
گر چه از خون ته هر موی نشان می دیدم
او ز محرومی بخت بد من می خندید
من طمع بسته در آن شکل و دهان می دیدم
عاشقم، گر چه شود کشته غمی نیست، چه باک
گاه گاهی ست به جان گذران می دیدم
او شد از دیده من غایب و من هم زان سو
جان کنان می شدم و دیده کنان می دیدم
ای خوش آن شب که به یاد رخ تو می خفتم
در دلم بودی و در خواب همان می دیدم
هم ز اول اجل خویش همی دانستم
که دل و دیده به سویت نگران می دیدم
مردن خویش ز تو بود گمان خسرو را
شد یقین اینک هر آنچه بدگمان می دیدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلشکستگی خود میپردازد و احساس نومیدی و یأس را از جدایی بیان میکند. او در غم فراق، خود را همچون دزدی میبیند که به طمع نگاه به محبوب خود است. شاعر از دل گمشدهاش یاد میکند و به تلاش برای بازگرداندن عشق از دست رفته اشاره دارد. او به یاد محبوبش میخوابد و در خواب نیز تصویر او را میبیند، در حالی که در بیداری از فقدان او رنج میبرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که درد و رنج او ناشی از عشق به محبوب است و این احساسات عمیق به مرگ او ختم میشود.
هوش مصنوعی: در حینی که تو از کنارم میگذشتی، نگران تو بودم و چنان زار و نزار بودم که احساس میکردم با هر گام تو، جانم در حال رفتن است.
هوش مصنوعی: مانند دزدی که به اموال دیگران چشم دارد و با احتیاط رفتار میکند، من نیز با جان و دل به چیزی نگاه میکردم که در آن چهرهای پنهان بود.
هوش مصنوعی: در جستجوی دل گمشدهام بودم، گاهی به دام میزدم و گاهی به سمت رکاب اسب میرفتم و آن را مینگریستم.
هوش مصنوعی: سوالی که از زلف او داشتم، به خاطر زیباییاش نمیتوانستم بپرسم، هرچند که از خون دل، نشانههای عشق در هر رشته از موی او را میدیدم.
هوش مصنوعی: او به بدبختی من میخندید، در حالی که من به آن چهره و لبهایش امید و آرزو بسته بودم.
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و اگرچه ممکن است به خاطر عشق خود آسیب ببینم، برایم اهمیتی ندارد. گاهی این حالتی که به جان میگذرانم، طبیعی است و من آن را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: او از نظر من ناپدید شد و من هم در آن طرف به شدت دلتنگ و نگران بودم، در حالی که نگاه میکردم.
هوش مصنوعی: شبی را به خاطر میآورم که به یاد چهرهات به خواب میرفتم. در دل من تو بودی و در خواب همواره تو را میدیدم.
هوش مصنوعی: از همان ابتدا میدانستم که عمرم به سر خواهد آمد و قلب و چشمم همیشه به تو مینگرد و نگران توست.
هوش مصنوعی: مرگ من ناشی از تو بود و اکنون برای خسرو به یقین تبدیل شده است؛ همینطور هر چیزی که در گذشته به آن بدگمان بودم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.