ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
این که پیش تو پس است، از همه رو نیز پسیم
بهر یک سجده به راه تو سراسر عشقیم
بهر یک بوسه به پای تو لبالب هوسیم
دیگران را چه کنی گرد رخ خویش سپند
کز پی سوختنی هم من و دل هر دو بسیم
گر نوازند رقیبان تو ما را، خاکیم
ور بسوزند، بسوزیم که خاشاک و خسیم
ما که باشیم که ما را سگ خود نام نهی؟
این سخن با دگری گوی که ما هیچ کسیم!
در میان هیچ نه و خشک زبانی به دهان
عالمی کرده پر آواز تو گویی جرسیم
عذر تقصیر نخواهیم که از خدمت رفت
گر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم
به یکی جرعه می باز خر از خود ما را
که به بازار فنا در گرو یک نفسیم
تو همایی به کرم سایه فکن بر خسرو
که ز ناچیزی چون سایه پر مگسیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جایگاه خود در عشق و ارادت به محبوب میپردازد و خود را به عنوان سر سپردهای در کوی معشوق معرفی میکند. او بر عشق و اشتیاق شدید خود به بوسه و سجده بر پای محبوب تاکید میکند و به دیگران یادآوری میکند که در برابر محبوب، او و دلش تنها به عنوان خاک و خس به حساب میآیند. شاعر خود را ناچیز میداند و بر بیپناهیاش در برابر محبوب تاکید دارد، همچنین از عذرخواهی در صورت نرسیدن به خدمت محبوب ابایی ندارد. در پایان، از محبوب میخواهد که با کرمش سایهای بر او افکند تا او در لابهلای عظمت معشوق، کاهش و ناچیزی خود را فراموش کند.
هوش مصنوعی: ما در نزدیک تو مانند سگانی هستیم و در راه تو مثل علفها. این که در حضور تو عقب هستیم، از همه جهات هم عقبتر هستیم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر هر سجدهای که به تو میزنیم، در عشق غرق هستیم و برای هر بوسهای که به پای تو میزنیم، پر از خواسته و آرزو هستیم.
هوش مصنوعی: دیگران را چه میکنی، وقتی که خودت در شعلۀ عشق میسوزی؟ من و دل من هر دو در این آتش خواهیم سوخت.
هوش مصنوعی: اگر رقبایت ما را نوازش کنند، ما خاک هستیم و اگر بسوزانند، میسوزیم چون که ما مانند خاشاک و علفهای بیارزش هستیم.
هوش مصنوعی: ما که هستیم که تو به ما بگویی سگت هستیم؟ این حرف را به کسی دیگر بزن، زیرا ما هیچ اهمیتی نداریم!
هوش مصنوعی: در میان بینفسی و خشکی، زبانی به سخن آمده که مانند زنگ صدایی بلند و گویا دارد.
هوش مصنوعی: ما از اشتباهات خود عذرخواهی نمیکنیم، زیرا اگر خدا بخواهد، ما دوباره به خدمت خواهیم رسید.
هوش مصنوعی: با نوشیدن یک جرعه شراب، خود را فراموش میکنیم، چون ما در دنیایی که به زودی از بین میرود، به یک نفس وابستهایم.
هوش مصنوعی: خودت را مانند سایهای پر از لطف و محبت بر سر پادشاه قرار بده، چرا که ما مانند مگسها از ناچیزی و بیارزشی در دنیا هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
وز درون با ملک سدره نشین همنفسیم
گرچه در باغ جهان مرغ دل ما ننشست
چاره صبر است و تحمل که اسیر قفسیم
گلبن گلشن قدسیم بر اهل نظر
[...]
سودهٔ سیم همی پاشد بر دشت، نسیم
تا در و دشت توانگر شود از سودهٔ سیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.