هر دم غم خود با دل افگار بگویم
چون زهره آن نیست که با یار بگویم
دشنام که می گفت شبی، هم ز زبانش
هر دم به هوس خود را صد بار بگویم
هر شب روم اندر سر آن کوی و غم خود
چون نشنود او، با در و دیوار بگویم
کو جان گرفتار که باور کند از من؟
گر من غم این جان گرفتار بگویم
افگار کنم همچو دل خود دل آن کس
کورا سخنی زان دل افگار بگویم
شب خواب شبم نی که مگر بینمت آنجا
خونابه این دیده بیدار بگویم
دردی ست در این سینه که بیرون نتوان داد
حیف است که درد تو به اغیار بگویم
خون شد ز نهفتن دل و اکنون روم، ای جان
رسوا شرم و بر سر بازار بگویم
یک روز بپرس آخر از آن محنت شبها
تا کی غم خسرو به شب تار بگویم؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم خود میگوید که نمیتواند آن را با یار خود در میان بگذارد و از این احساس ناتوانی رنج میبرد. او هر شب به کوی معشوق میرود و غم خود را با دیوارها و فضا درمیآورد، چون معشوق بیتوجه است. بیان میکند که در دل او دردی نهفته است که نمیتواند به کسی جز خود بگوید و از عدم درک احساساتش شکوه دارد. او به یاد میآورد که چگونه این درد به جانش نفوذ کرده و با خود میگوید که حتی اگر محنت شبها بارها تکرار شود، باز هم او باید غمهایش را تحمل کند تا روزی فرج حاصل شود.
هوش مصنوعی: هر لحظه غم و اندوه خود را با دل افسردهام در میان میگذارم، چون نمیتوانم این احساسات را با معشوق بگویم.
هوش مصنوعی: در شبی که او به دشنام گفت، هر بار که این را از زبانش میشنیدم، به شدت آرزو میکردم که ای کاش میتوانستم خود را بارها بگویم.
هوش مصنوعی: هر شب به آن مکان میروم و غم و اندوهم را با دیوار و در به اشتراک میگذارم، زیرا او نمیشنود.
هوش مصنوعی: کسی که در درد و رنجی عمیق گرفتار شده، به سختی میتواند باور کند که من چقدر از این وضعیت غمگین هستم. اگر من به او از غم و اندوه خود بگویم، آیا او میتواند درکش کند؟
هوش مصنوعی: اگر دل خود را غمگین کنم، دل آن کس را هم غمگین میکنم. برای او حرفی از دل آزردهام میزنم.
هوش مصنوعی: در شب، خواب آرامی ندارم، چرا که امیدوارم تو را در آنجا ببینم. این درد و اشک از چشمان بیدارم را به تو میگویم.
هوش مصنوعی: در اینجا شعری بیان میکند که شخصی در دل خود دردی عمیق و غیرقابل بیان دارد و احساس میکند که نمیتواند این درد را به هیچکس جز معشوق خود بگوید. او نمیخواهد که احساسات و دردش را به دیگران مطرح کند، زیرا این کار را نابهجا و نابخشودنی میداند.
هوش مصنوعی: دل مرا از درد و پنهانی به مرز نابودی کشانده است و اکنون تصمیم دارم که با شجاعت و بیپروا، احساسات و غمهایم را در میان مردم فاش کنم، حتی اگر باعث رسواییام شود.
هوش مصنوعی: یک روز از من بپرس که تا کی باید به خاطر غم خسرو در شبهای تار گریه کنم و رنج بکشم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.