امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
وز گریه شادی جگرم آب دگر داشت
دل هیچ به شیرینی جان میل نمی کرد
مسکین سر آرایش جلاب دگر داشت
هنگام سحر خلق به محراب و دل من
ز ابروی بتی روی به محراب دگر داشت
قربان شوم و چون نشوم، وای که آن چشم
بر جان من از هر مژه قصاب دگر داشت
نالند به مهتاب سگان وین سگ شبگرد
فریاد که فریاد زمهتاب دگر داشت
گشتم به نظر مست و نخفتم ته پایش
جان از سکرات اجلم خواب دگر داشت
جان مژه ذوق ابدی داد به دل، زانک
هر غمزه او ناوک پرتاب دگر داشت
زد صد گره سخت به دل بستگی من
زلفش که به هر موشکن و تاب دگر داشت
نی داشت خبر از خود و نی از می و مجلس
خسرو که خرابی ز می ناب دگر داشت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل حال و هوای شاد و عاشقانهای را به تصویر میکشد که در آن شب به خاطر نور مهتاب و شادی ناشی از آن زیباست. دل او به شیرینی جان تمایلی ندارد و به زیبایی معشوق خود، از ابروی او که همچون محراب است، دل میسپارد. او از چشمهای معشوقش که بر جانش تأثیر میگذارد، غمگین است و در عین حال، زیبایی زلف و غمزههای او دلش را به شدت وابسته میکند. شاعر همچنین به احساس میگرایی خود در این شب اشاره دارد که به او حالت مستی میدهد و از خرابی ناشی از عشق، یاد میکند.
هوش مصنوعی: امشب شب من بود که نور ماه دیگر داشت و از خوشحالی، دلتنگیام خیلی بیشتر شده بود.
هوش مصنوعی: دل مسکین هیچ تمایلی به شیرینی زندگی نداشت و خود را در جذابیتهای دیگر غرق کرده بود.
هوش مصنوعی: در سحرگاه، مردم به عبادت خود مشغول بودند و دل من به زیبایی ابروی معشوقی دیگر توجه داشت.
هوش مصنوعی: من حاضرم جانم را فدای تو کنم، اما اگر نتوانم این کار را انجام دهم، وای بر حال من! آن چشمی که به من خیره شده، مانند قصاب دیگری است که از هر مژهاش چاقویی برای آزار من میریزد.
هوش مصنوعی: سگها به نور ماه ناله میکنند و این سگ شبگرد فریاد میزند که ماه دیگر صدای خود را ندارد.
هوش مصنوعی: در حالتی نشسته بودم و مانند یک آدم سرمست به او نگاه میکردم. احساس میکردم که جانم تحت تأثیر گیجی و خوابآلودگی به سر میبرد و دیگر از آن حالت بیداری خبری نیست.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای او به دل من زندگی و شوق جاودانهای بخشید، زیرا هر بار که او نگاهی میاندازد، فروغ و جذابیتی تازه به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: دل من به شدت به زلف او وابسته شده است، چرا که هر گره و تاب مویی که دارد، برای من دشواری و سختی زیادی میآفریند.
هوش مصنوعی: نی از حال و احوال خود و از می و محفل خسرو آگاه بود و میدانست که خرابی و ویرانی ناشی از می ناب، احساسی متفاوت به همراه دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امشب ز خیالش سر ما خواب دگر داشت
وز عارض او چشم ترم آب دگر داشت
رخسارة ساقی و لب جام و رخ شمع
هریک از فروغ رخ او تاب دگر داشت
مهتاب شد از روزنه و تیره نشد چشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.