سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز
بختم آن طره قلاب نبیند هرگز
هر دمش، سجده کنند انجم و مهر و مه و چرخ
یوسف این مرتبه در خواب نبیند هرگز
هر زمان خنده دیگر کند آن شورانگیز
داغ دیرینه اصحاب نبیند هرگز
بی محابا کشد و شرم ندارد، آری
روی قربانی قصاب نبیند هرگز
طمع مهر و وفا همت کوته نظر آنست
مرد عشق این همه اسباب نبیند هرگز
هر شکاری که فتد پیش تو، ای تیرانداز
سیری از ناوک پرتاب نبیند هرگز
ای مؤذن، مکش آواز که هست این دل من
بت پرستی که به محراب نبیند هرگز
خسرو آن شب که به کوی تو رود از غیرت
سایه خویش به مهتاب نبیند هرگز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف محبوبی میپردازد که زیباییاش همواره در کانون توجه قرار دارد و هیچکس توانایی درک عمق جذابیت او را ندارد. او با استفاده از استعارههای مختلف، بر وزانت و عنصر بینظیر محبوبش تاکید میکند و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن میگوید. در این مسیر، شاعر به مشکلات عشق و عدم وفای دیگران اشاره میکند و به تنهایی و بیکسی خود برابر این زیباییها میپردازد. پایان شعر به بیان حسرت و غیرت شاعر میانجامد که حتی در شبهای زیبای وصال نیز سایه خود را در کنار محبوب نمیبیند.
هوش مصنوعی: هرگز چشم من به دیدن آن نرگس خفته نمیافتد، و قسمت من هرگز آن گیسوی فریبنده را نخواهد دید.
هوش مصنوعی: هر لحظه از وجودش باعث سجده و پرستش ستارهها و خورشید و ماه و آسمان میشود، زیرا یوسف (نماد زیبایی و کمال) هرگز نمیتواند چنین مرتبهای را در خواب ببیند.
هوش مصنوعی: هر بار که آن جذاب و دلنشین میخندد، دیگر کسی چنین اشتیاقی را نخواهد دید و دوستان پیشین هرگز آن احساس قدیمی را تجربه نخواهند کرد.
هوش مصنوعی: بدون هیچ ترسی اقدام میکند و از هیچ چیز شرم نمیکند؛ البته قربانی هرگز چهره قصاب را نمیبیند.
هوش مصنوعی: انسانهای کمنظر فقط به امید محبت و وفاداری هستند، در حالی که مردان عشق از این ظواهر و ابزارها غافلند و به عمق احساسات و معنویت مینگرند.
هوش مصنوعی: هر هدفی که به تو نزدیک شود، ای تیرانداز، هرگز نمیتواند از تیر تو نجات پیدا کند.
هوش مصنوعی: ای مؤذن، صدایت را بلند نکن چون دل من هنوز گرفتار بتپرستی است و هیچگاه از این حال به جایگاه نماز نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: خسرو در شبی که به کوی تو میرود، به خاطر حسادت و غیرت، حتی نمیتواند سایه خود را زیر مهتاب ببیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگز
تشنه در واقعه جز آب نبیند هرگز
چشم قلاب تو بهر کشش خاطر ما
چون خم زلف تو قلاب نبیند هرگز
هر زمان دل به سگ کوی تو مشتاق تر است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.