خوش آن شبی که سرم زیر پای یار بماند
دو دیده در ره آن سرو گلعذار بماند
شرابها که کشیدم به روی ساقی خویش
برفت از سر و درد سر و خمار بماند
چراش سیر ندیدم که زود گشتم مست
مرا درون دل این داغ یادگار بماند
گر آب خضر خورم درد سر دهد که مرا
به کام لذت مهمان خوش گوار بماند
گذشت آن شب و آن عیش و آن نشاط، ولیک
به یادگار درین سینه فگار بماند
چگونه بر کنم آخر که خاک بر سر من
سری که در ره جولان آن سوار بماند
به یاد پات یکی بوسه یادگار دهم
که جان همی رود و دست و پا ز کار بماند
حدیث اهل نصیحت نگنجدم در دل
که در درونه سخنهای آن نگار بماند
کنون چنان که همی بایدت بکش، ای دوست
که عقل و صبر مرا دست اختیار بماند
مرا ز بخت دلی بود پیش ازین نالان
برفت آن دل و این ناله های زار بماند
غمم بکشت به زاری و هم خوشم، باری
که این فسانه خسرو به گوش یار بماند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعری در این غزل به یاد شبهای خوشی میافتد که در کنار یار و با لذتهای زندگی گذرانده است. او از عشق و زیبایی معشوق میگوید و از درد و شوقی که به یاد آن شبها در دل دارد. با وجود گذشت زمان و یادآوری آن روزهای شاد، حال او را غم و یاد یار پر کرده است. شاعر در برابر احساساتش تنها به یادگارهایی از آن عشق بسنده میکند و به زندگی و مصائب خود ادامه میدهد، به این امید که عشقش همیشه زنده بماند.
هوش مصنوعی: شبی که سرم زیر پای محبوبم باشد، بسیار خوشایند است؛ چون دو چشمانم همواره به دنبال آن معشوق زیبا خواهد بود.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان تجربه نوشیدن شراب و تأثیر آن بر روی گوینده میپردازد. گوینده میگوید وقتی شراب نوشیدم، از درد سر و حالت خماری رها شدم و فقط اثری از آن دردها باقی ماند. در واقع، او به لذت لحظهای ناشی از نوشیدن اشاره میکند که باعث فراموشی مشکلاتش شده است.
هوش مصنوعی: در این عالم، هرگز از شراب سیر نشدم و زود به مستی دچار شدم. در دل من، این درد و یادگار همیشه باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر آب زندگی را بنوشم، دردسر به همراه خواهد داشت، اما از آنجا که میخواهم در لذت مهمانی خوشگوار بمانم، این دردسر را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: شب گذشته و شادی و لذت آن سپری شد، اما یاد و خاطرهاش در دل غمگینم باقی ماند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه بر خودم مسلط شوم در حالی که خاک بر سرم ریخته است و سر من در راه سفر آن سوار باقی مانده است.
هوش مصنوعی: به خاطر تو یک بوسه به یادگار میگذارم، زیرا جانم به سوی تو در حال رفتن است و دیگر نه دست و پایم از کار میافتد.
هوش مصنوعی: سخنان اهل نصیحت را در دل نگنجاندم، چون در عمق این کلمات، زیباییهای آن معشوق باقی مانده است.
هوش مصنوعی: حال که چنین لازم است، ای دوست، بکش و عمل کن؛ زیرا عقل و صبر من دیگر از کنترلم خارج شدهاند.
هوش مصنوعی: بختم به من دلی داده بود که پیشتر همیشه نالان بود، اما اکنون آن دل رفته است و تنها این نالههای غمانگیز باقی ماندهاند.
هوش مصنوعی: غم و اندوه من از شدت ناراحتی به قدری بود که جانم را گرفت، اما در این حال از سوی دیگر خوشحالم که داستان عشق خسرو همچنان در دل یار باقی میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.