گنجور

 
کمال خجندی

دل رفت و نماند عقل و تدبیر

دلبر به جفا نکرده تقصیر

آرید بمن نسیم آن زلف

دارید مرا نگه به زنجیر

باد است بگوش هوش مجنون

پند پدر و نصیحت پیر

تدبیر فتیل عشق تیغ است

باز آ که بدست تست تدبیر

چون عاشق خسته دل به بالات

بر نیره تو جان فشانده نخجیر

بر خوان بلای دوست ای جان

خونها خور و ذله نیز برگیر

مگذار کمال بخش دل هیچ

بر غایبه گفته اند تکبیر

 
 
نسکبان اندروید
عین‌القضات همدانی

گفتم که پیامبری تو یا پیر

گفت او که دوئی ز راه برگیر

عمادی شهریاری

ای رای تو سپهر تدبیر

صورتگر آفتاب تقدیر

زان همچو کمان شده است گردون

تا با تو کند زمانه چون تیر

در بزم دل تو مطربانند

[...]

خاقانی

دل پردهٔ عشق توست برگیر

جان تحفهٔ وصل توست بپذیر

تن هم سگ کوی توست دانی

دانم که نیرزدت به زنجیر

گفتی که بجوی تا بیابی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خاقانی
ظهیری سمرقندی

ای رای تو بر سپهر تدبیر

صورتگر آفتاب تقدیر

راز کره پیاز مانند

پیش دل تو برهنه چون سیر

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه