خوش نسیمی است بوی صحبت یار
خوش نعیمی است وصل بی اغیار
وصل جانان خوشست همواره
گر نبودی رقیب ناهموار
ای گل از بهر خاطر بلبل
دامن خود کشید دار ز خار
تو خداوند گاری و مخدوم
ما همه بندگان خدمتکار
از گدایان مستمند غریب
نظر مرحمت دریغ مدار
گفتمش رخ نما ستان جان گفت
رایگان رخ نمی نماید یار
جای آنست کز کمال حقیر
داری از غایت بزرگی عار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و خوشحالی ناشی از وصال معشوقه سخن میگوید و میستاید پیوند خود را با او. او از نقش معشوق به عنوان گلی میگوید که بلبل به شوق او میخواند، و از معشوق میخواهد که توجهی به بندگان داشته باشد. همچنین اشارهای به این دارد که عشق و زیبایی رایگان نیست و برای بینصیب ماندن از محبت باید در عین حال از خود نیز تواضع نشان داد. شاعر در نهایت به بزرگمنشی معشوق اشاره میکند و این تواضع را نشانهای از مقام والای او میداند.
هوش مصنوعی: نسیمی دلپذیر است که بوی گفتوگو با یار را میآورد و وصالی که در آن کسی جز محبوب نیست، خوشایند و شیرین است.
هوش مصنوعی: اتصال به معشوق همیشه خوشایند است، حتی اگر رقیبی در این مسیر وجود داشته باشد که مشکلاتی را ایجاد کند.
هوش مصنوعی: ای گل، به خاطر دلتنگی بلبل، دامن خود را از خارها دور نگهدار.
هوش مصنوعی: تو سرور و خداوند ما هستی و ما همه بندگان و خدمتگزاران تو هستیم.
هوش مصنوعی: به کسانی که در فقر و تنگدستی به سر میبرند، با مهربانی و لطف نگاه کن و از کمک کردن به آنها دریغ نکن.
هوش مصنوعی: به او گفتم که روی خود را نشان بده، او گفت: معشوق به رایگان روی خود را نمینماید.
هوش مصنوعی: جای آن است که از کوچک بودن و حقیر بودن خود شرمنده باشی، زیرا به خاطر عظمت و بزرگی که داری، باید به خودت احترام بگذاری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
من و زلفین او نگونساریم
او چرا بر گل است و من بر خار؟
همچو چشمم توانگر است لبم
[...]
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
بارگی خواست شاد بهر شکار
بر نشست و بشد بدیدن شار
ای دل نا شکیب مژده بیار
کامد آن شمسه بتان تتار
آمد آن سرو جلوه کرده به ناز
آمد آن گلبن خمیده ز بار
آمد آن بلبل چمیده به باغ
[...]
هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
ای نگار بدیع وقت صبوح
زود برخیز و راح روح بیار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.