ما به کفر زلف او داریم ایمانی درست
بابت پیمان شکن عهدی و پیمانی درست
گرچه چشم میگویدم جویم دلت لیکن که یافت
قول مستی راست عهد نامسلمانی درست
عهدها بندد که سازم عاقبت دل با تو راست
راست گویم این سخن هم نیست چندانی درست
بر زبانها نا گذشت آن لب رقیب جنگجوی
در دهان عاشقان نگذشت دندانی درست
بار ما گر آستین افشان در آید در سماع
کس نه بیند خرقه پوشی با گریبانی درست
گوی دلها بسکه از هر سو ربودند و شکست
نیست بر دوشبتان از زلف چرگانی درست
پاره سازند اهل معنی جامه ها بر تن کمال
گر بخواند هفت بیت تو غزالخوانی درست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق میپردازد. او با وجود مشکلات و عهدشکنیهای معشوق، هنوز هم به زلف و زیبایی او معتقد است. عشق او به معشوق بهگونهای است که حتی اگر پیمانی شکسته شود، او همچنان در پی برقراری ارتباط با اوست. احساسات شاعر در این شعر ترکیبی از شوق و ناامیدی است و او از درد و رنج دل عاشقان سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عاطفه و ارادت به معشوق، به رغم تمام مشکلات، والاتر از همه چیز است.
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و فریب زلف او ایمان داریم، حتی اگر او در عهد و پیمانش شک کند و دلیلی برای این ایمان داریم.
هوش مصنوعی: هرچند با چشمهایم میگویم که دلبرم را میجویم، اما چه کسی پیدا کرده که به قول خود در مستی پایبند باشد، در حالی که به عهدی که بسته است، درست عمل کند؟
هوش مصنوعی: به تو قول میدهم که در نهایت دلم را با تو صاف کنم، اما باید بگویم این سخن چندان دقیق نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست از آن لبهای معشوقه جنگجو صحبت کند، بهطوریکه در دل عاشقان هم هیچ دندانی به کام نرفت.
هوش مصنوعی: اگر بار ما به گونهای باشد که آستینها را در اهتزاز بزنیم، در حال شادی و خوشحالی، هیچکس نمیتواند ببیند که کسی که عبا به دوش دارد، چگونه لباس و گریبانی مناسب بر تن کرده است.
هوش مصنوعی: دلها به قدری از هر سو به جنگ و جدال در آمدهاند و آسیب دیدهاند که دیگر بر دوش شما از زلفهای درهم و نامنظم چیزی نمانده است.
هوش مصنوعی: افراد با درک و فهم عمیق، لباسهایی که به تن داریم را کنار میزنند تا به عمق معانی برسند. اگر کسی به خداوند و کمال نزدیک شود، میتواند زیباییهای حقیقی را ببیند و درک کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست
در ازل بسته ست با پیمانه پیمانی درست
در لباس شیشه تا می جلوه گر شد کم گذاشت
خلعت تقوا و توبه بر مسلمانی درست
گر دهد لب نوجوانی می ندانم چون گزم
[...]
عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
از فغان در شهر نگذارم گریبانی درست
با وجود آن که عشق آورد صد داروی تلخ
بهر درد ما نشد اسباب درمانی درست
تا نبردم صد شکاف از دست، گریبانم نهشت
[...]
سرنزد از بلبلم هر چند دستانی درست
ناله ام نگذاشت در گلشن گریبانی درست
گر چه دایم در شکستم بود چشم شور خلق
شور من نگذاشت در عالم نمکدانی درست
بلبل از آوازه عالم را گلستان کرده بود
[...]
عاشقان را با پریشانی ست پیمانی درست
نقش ما بنشسته با زلف پریشانی درست
حسن شوخش پرده برگیرد اگر از روی کار
در جهان باقی نمی ماند گریبانی درست
عاجز است از عهدهٔ تعمیر او میخانه ها
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.