از آن ز دیده و دل اشک و آه میخواهم
که شرمسارم و عذر گناه میخواهم
گناه بار گران است و راه عشق
مدد ز همّت مردان راه میخواهم
گدای در به در از بهر آن شدم که ز بخت
قبول حضرت این بارگاه میخواهم
مرا مپرس کز این آستان چه میخواهی
غریب بیره و رویم پناه میخواهم
ز خواست چیست خیالی مرادِ تو گفتی
وصال توست نه مال و نه جاه میخواهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلتنگی و ندامت خود صحبت میکند و از خداوند خواستههایش را بیان میکند. او احساس شرمندگی کرده و به دنبال رحمت و آمرزش است؛ همچنین به یادگیری از مردان بزرگ و توانا در مسیر عشق اشاره میکند. شاعر خود را گدای عشق میداند و آرزوی نزدیکی به بارگاه محبوب را دارد. در نهایت، او تأکید میکند که خواستهاش تنها وصال محبوب است و چیزی جز آن نمیخواهد.
هوش مصنوعی: از دل و دیدهام اشک و ناله میخواهم، چرا که از شرم و عذرخواهی در پی جبران اشتباهاتم هستم.
هوش مصنوعی: گناه سنگین و دشوار است و برای پیمودن مسیر عشق، به کمک و تلاش مردان واقعی نیاز دارم.
هوش مصنوعی: من به خاطر نیاز و درخواست، به این در آمدهام که امیدوارم مورد پذیرش و لطف این مکان مقدس قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: از من نپرس که در این درگاه چه چیزی میجویم. من، یک بیخانمان و سرگردان، تنها به دنبال پناهگاهی هستم.
هوش مصنوعی: از آرزوهای تو چه درخواستی به ذهن میرسد؟ تو گفتی که هدف تو وصال من است، نه ثروت و نه مقام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.