گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
ابوسعید ابوالخیر

آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگست

بالای شبم کوته و پهنا تنگست

وآن شب که ترا با منِ مسکین جنگست

شب کور و خروس گنگ و پروین لنگست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابوسعید ابوالخیر
سنایی

زین روی که راه عشق راهی تنگ‌ست

نه بر خودمان صلح و نه بر کس جنگست

می‌باید می چه جای نام و ننگ‌ست

کاندر ره عشق کفر و دین همرنگست

اوحدی مراغه‌ای

بر گوشهٔ چشم تو، که شوخ و شنگست

آن خال تو دانی به کدامین رنگست؟

موریست که بر کنار بادام نشست

پیداست که در لب تو شکر تنگست

فصیحی هروی

این نسخه که بر شیشه نادان سنگست

بر جلوه او ساحت دانش تنگست

خلدیست که صد رنگ بود هر برگش

وین طرفه که چون درنگری یک رنگست

طالب آملی

تنگست فضای دهر بر من تنگست

زآنروی دو تیغه با سپهرم جنگست

طبعی و دلی بود محبت بشکست

اکنون بکف از شکستگیها رنگست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه