چون چنگ سر زلف توام در چنگست
هر لحظه دلم را بلبت آهنگست
شد پسته ی تنگ تو دلمرا روزی
یا رب که دل خسته چه روزی تنگست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چون چنگ سر زلف توام در چنگست
هر لحظه دلم را بلبت آهنگست
شد پسته ی تنگ تو دلمرا روزی
یا رب که دل خسته چه روزی تنگست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات عمیق خود را نسبت به زلف محبوب بیان میکند و میگوید که مانند چنگی در دست او گرفتار است. دل او تحت تأثیر زیبایی محبوب به شدت درگیر و مضطرب است و احساس میکند که روزهایش به خاطر این دلخوشی و عشق، تنگ و محدود شدهاند. او از خداوند میخواهد که به حال دل شکستهاش رحم کند و این روزهای سخت را بر او آسان کند.
هوش مصنوعی: هر لحظه، دلم به یاد زیبایی و محبت تو به طرز دلنوازی به تپش درمیآید، مثل چنگی که در دستانم گیر کرده است و نوازشی را انتظار میکشد.
هوش مصنوعی: دل من به تنگی پسته شده و روزگار برایم بسیار سخت و خستهکننده است. خدایا! چه روزهای دشواری را میگذرانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگست
بالای شبم کوته و پهنا تنگست
وآن شب که ترا با منِ مسکین جنگست
شب کور و خروس گنگ و پروین لنگست
زین روی که راه عشق راهی تنگست
نه بر خودمان صلح و نه بر کس جنگست
میباید می چه جای نام و ننگست
کاندر ره عشق کفر و دین همرنگست
بر گوشهٔ چشم تو، که شوخ و شنگست
آن خال تو دانی به کدامین رنگست؟
موریست که بر کنار بادام نشست
پیداست که در لب تو شکر تنگست
این نسخه که بر شیشه نادان سنگست
بر جلوه او ساحت دانش تنگست
خلدیست که صد رنگ بود هر برگش
وین طرفه که چون درنگری یک رنگست
تنگست فضای دهر بر من تنگست
زآنروی دو تیغه با سپهرم جنگست
طبعی و دلی بود محبت بشکست
اکنون بکف از شکستگیها رنگست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.